_tarane_
چه حرف بی ربطی ست که مرد گریه نمیکند گاهی آنقدر بغض داری که فقط باید مرد باشی تا بتوانی گریه کنی
_tarane_
عاشق نشو...عادت این قبیله است دور آتشی که تومیسوزی میرقصند
_tarane_
غم هایی که چشمانت راخیس نمیکنند...دلت را به آتش میکشند
_tarane_
ببین..دلخوری-باش! عصبانی هستی-باش! قهری-باش! هرچی میخوای باشی- باش/ولی حق نداری بامن حرف نزنی..فهمیدی؟
_tarane_
همیشه با کسی دردودل کنید که دو چیز داشته باشد یکی((دل)) و دیگری ((درد))
_tarane_
بیچاره خورشید...دلش به زمینی خوشه که هرروز دورش میزنه
_tarane_
چه لذتی دارد که گاهی ازخودش بخواهی برایت دعاکند...
_tarane_
ازهرمسئله ای که تنهاراه حلش گذرزمان است ..بیزارم
_tarane_
زندگی دراعماق عادت ها هیچ فرقی بامرگ ندارد..گاهی اوقات مرده ایم فقط معنای مرگ رانمیدانیم....
_tarane_
من هنوز ازصدای خنده ی تو لذت میبرم
_tarane_
تسبیحی بافته ام نه ازسنک نه ازچوب نه ازمروارید:بلوراشک هایم رابه نخ کشیده ام تابرای آرزوهایت دعاکنم
_tarane_
به یادداشته باش من نباید چیزی باشم که تومی خواهی..من راخودم از خودم ساخته ام..تویی که تو از من می سازی آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند...
_tarane_
درد و دل که میکنی ..ضعف ها و دردهایت رامیگذاری توی سینی وتعارف میکنی که هرکدامش راکه میخواهند بردارند تیزکنند وبزنند به روحت...
_tarane_
الهی پشت دیوار گناهانم بنویس:جوانی
_tarane_
دیگر نمینویسمت هرکس به چشم هایم نگاه کند تورا خواهد خواند...