_tarane_
چه حرف بی ربطی ست که مرد گریه نمیکند گاهی آنقدر بغض داری که فقط باید مرد باشی تا بتوانی گریه کنی
_tarane_
هرگاه صدای جدیدی سلام میکند تپش قلب میگیرم!من دیگر کشش خداحافظی ندارم...مرا ببخش که جواب سلامت را نمیدهم
_tarane_
هوایت دستان سنگینی داشت ..وقتی به سرم زد فهمیدم
_tarane_
ناشنوا باش...وقتی همه از محال بودن آرزوهایت سخن میگویند
_tarane_
دفتر شعر هایم را سفید میگذارم (بی تو بودن)نوشتن ندارد...((درد))دارد
_tarane_
خاطرات ساده ام را ورق میزنم...تک تک عکس ها را با نگاهم میچشم...چه حس خوبیست ((طعم کودکی))
_tarane_
این روز هادرجوانی پیرمیشوند...
_tarane_
یادگرفته ام انسان مدرنی باشم هربارکه دلتنگ میشوم به جای بغض واشک تنهابه این جمله اکتفامیکنم ..هوای بدین روزها ادم را افسرده میکند
_tarane_
من به امارزمین مشکوکم ..اگراین سطح پرازادم هاست پس چرااین همه ادم تنهاست..
_tarane_
ازیه جایی به بعد ادم دیگه دوست نداره همه چی درست شه..دوست داره همه چی تموم شه
_tarane_
خدایا ازتجربه یه تنهایی هایت بگو..این روزهاسروپاگوشم..