_tarane_
چه حرف بی ربطی ست که مرد گریه نمیکند گاهی آنقدر بغض داری که فقط باید مرد باشی تا بتوانی گریه کنی
_tarane_
خدایا ازتجربه یه تنهایی هایت بگو..این روزهاسروپاگوشم..
_tarane_
چه لذتی دارد که گاهی ازخودش بخواهی برایت دعاکند...
_tarane_
این روز هادرجوانی پیرمیشوند...
_tarane_
من به امارزمین مشکوکم ..اگراین سطح پرازادم هاست پس چرااین همه ادم تنهاست..
_tarane_
یادگرفته ام انسان مدرنی باشم هربارکه دلتنگ میشوم به جای بغض واشک تنهابه این جمله اکتفامیکنم ..هوای بدین روزها ادم را افسرده میکند
_tarane_
هی باخودفکرمیکنم چگونه است مادراین سودنیاعرق میریزیم ووضعمان این است وانهادر ان سودنیاعرق میخورندووضعشان ان است نمیدانم مشکل درنوع عرق است یادرنوع ریختن وخوردن...
_tarane_
ازهرمسئله ای که تنهاراه حلش گذرزمان است ..بیزارم
_tarane_
ازیه جایی به بعد ادم دیگه دوست نداره همه چی درست شه..دوست داره همه چی تموم شه
_tarane_
زندگی دراعماق عادت ها هیچ فرقی بامرگ ندارد..گاهی اوقات مرده ایم فقط معنای مرگ رانمیدانیم....