aSaL
چه سخت است یکرنگ ماندن در دنیایی که مردمش برای « پررنگ شدن » حاضرند هزار رنگ باشند...
aSaL
شده این زندگی تکرار یک اندوه وحشتناک/و من فریادی آخربر سر تکرار خواهم زد
aSaL
هرکز وجود حاضر غایب شنیده ای؟/من در میان جمع و دلم جای دگر است
aSaL
...مرا یاد کن و به حال غمناکم تفکرنما...همین بس است
aSaL
بی تو روزم شده چون شام سیاه/همدمم نیست به جز ناله و آه/شب چو گردید به یاد رخ تو/بوسه ها می زنم از دور به ماه
aSaL
بسته در قید خیال تو چو شد طایر دل/دیدگانم همه شب تا به سحرگه باز است
aSaL
در پای غم افتاده ام و مست و خرابم/همسایه ی دیوار به دیوار شرابم
aSaL
دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جان/از چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم
aSaL
به هر گل میزسد میبوید این دل/نمیدانم که را می جوید این دل
aSaL
تا وقتی که در وا میشه لحظه ی دیدن می رسه... هر چی که جاده س رو زمین به سینه ی من می رسه ...
aSaL
وقتی میای صدای پات... از همه جاده ها میاد... انگار نه از یه شهر دور ...که از همه دنیا میاد