aSaL
دلگیرم . . . از این شکستن های پی در پی که خرد میکنند . . و پودر میشوند و آتش میزنند . . .
aSaL
به گمانم تو را در بلند ترین نقطه ی جهان در آغوش کشیدم که دیگر از هیچ ارتفاعی نمی ترسم ....
aSaL
کدامین بند انگشتم روی صورتت نقش میکشید که تمـــــــــــام انگشتانم تنها ماندند ؟ ؟
aSaL
در نبودن دستهایت ... پیانوی دستانم را گذاشته ام گوشه ی اتاق تنهایی ام و تا میتوانم خاک به خوردِ کلیدهایش میدهم !
aSaL
تنهایی من درست از شلوغ ترین خیابان شهر آغاز شد...................... !
aSaL
آدمهایی هستند که به هزار و یک دلیل وارد زندگی شما میشوند ، و پس از مدتی به هزار و یک دلیل دیگر دلتان نمیخواهد در زندگی شما باشند ...
aSaL
قـــهـــرها بـــهـــانــــه اســــت !!! کسی که دوستت دارد ... برای ماندن در بين هزاران نقطه ی سياه شب حتی اگر یک نقطه ی سپید بیابد دلیلش می کند برای ماندن !!! و کسی که می خواهد برود ... در سپيدی روز حتی اگر نقطه ای سياه را هم نيابد با انگشتش به گوشه ای اشاره می کند که انگار نقطه ای سياه يافته !!!
aSaL
من از تمامِ دنیا فقط آن دایره ے مشکے چشمان تو را میخواهم، وقتے که در شفافیتش، بازتاب عکس خودم را میبینم…
aSaL
زخم ها خوب می شوند! اما خوب شدن با مثل روز اول شدن، خیلی فرق داره!