داشتم تو پارك قدم ميزدم...يه بچه 4 يا 5 ساله دستاشو پشتش گره زده بود تندتند داشت راه ميرفت،مامانشم پشت سرش...هي ميگفت: سبحان صبر كن كارت دارم...يه دفعه وايستاد و داد زد.....اه مامان ولم كن ديگه!! منم مشكلات خاص خودمو دارم!!!!!!!!! من: مامانش: كل پارك: مشكلات خاص:...........
راستی انقدم راحت اسم هر حسی رو عشق نذار......عشق مقدسه.....یه عاشق هیچوقت با عشقش بد نمیحرفه و ناراحتش نمیکنه!!!...مشکل همه ما اینه که هنوز معنی عشق رو نمیدونیم...
منظورم از همون حس خاص عشق بود فقط........باشه ولی حق نداری ناراحتش کنی با حرفات....چون اون تا حالا از گل نازک تر نشنیده.....همه دخترا اینجورین...حساسن....گفتم که در جریان باشی!!
بيشتر مرحله اي ميرم....تاحالا 4 بار كامل مرحله هاشو آزاد كردم......سره پنجمي هم آخراش بودم كه يهو ويندوزمون پريد.....خوراكمه اين بازي!!هه ترور....اينو تاحالا بازي نكردم برم ببينم چه مدليه!!
من زنم و به همان اندازه از هوا سهم ميبرم كه ريه هاي تو ميبرد......دردآور است كه من آزاد نباشم تا تو به گناه نيفتي!!!! قوس هاي بدنم بيشتر از افكارم به چشمهايت مي آيند!!! تاسف بار است كه بايد لباسهايم را به ميزان ايمان تو تنظيم كنم!!!!!
از بس از امروز پشت كامپيوتر نشستم....آرتروز زانو و گردن كه هيچ!!قطع نخاعي هم كه هيچ!!!! ديسك كمرم هم كه عود كرده بماند.... فقط نميدونم چرا آبريزش بيني هم پيدا كردم!!!!!......
تولدت مبارک عارفه جان
12 سال و 11 ماه و 18 روز و 10 ساعت و 26 دقيقه قبل