امروز رفتم #کتابخانه ... و نزدیک 40 تا کتاب ن[!] و کمیاب #هدیه دادم به کتابخانه (( همه کتابها مربوط به رشته های #زمین#شناسی بودنند )) ... تا آنهایی که لازم دارن بخونند و برای #روح#برادرم#صلوات بفرستند و #فاتحه بخونند ...
بازم یه جوریه، فکر نکنم کوروش انقدر مفلوک و بدبخت شده باشه که اولا بکشنش دوما اینجوری بکشنش من که میگم یا این تابلوهه مال کوروش نیست یا اگه هم نقاشه به نیت کوروش کشیده یه تحریف تاریخی بوده. این عوضیا سایقه شون خوب نیست
مدتهاست که ورد زبونش شده #ندید!!!!!!!! بهش گفتم خوب بهم بگو #دختر ,چی رو ندید؟؟؟؟؟؟؟؟؟ گفت : #وقتی ازم میخواست بشم مثل #سوپراستارای فیلمای مورد علاقش ,من ندید.....#نجابتم ندید .... #پاک و بی الایش بودنم ندید.....#وفادار بودنم ندید....#محبت کردن بی چون و چرای من ندید..... وقتی نگاه #حریصانه به دیگری داشت ,من ندید....وقتی #یواشکی وقت و بی وقت sms بازیاش شروع میشد ,من ندید......وقتی فقط #جسمش کنار من بود, من ندید.....وقتی بخاطرش بلندتر #خندیدم ,من ندید.....وقتی بخاطرش ارایشم #غلیظتر شد ,من ندید..... وقتی بخاطرش سبک #لباس پوشیدنم عوض شد ,من ندید....وقتی #فریاد زدم #آه کشیدم #اشک ریختم #شکایت کردم #من ندید............ #وقتی اینقدر بخاطر اون تغیر کردم ,که دیگه خودمم ,خودم #ندید!!!
#اعتراف میکنم تو دوران بچگیم با همون طرز تفکر خاص خودم ,وقتی کسایی که رو دستاشون #خالکوبی بود میدیدم , فکر میکردم اینا بچه بودن #دفتر نقاشی نداشتن واسه همین رو دستاشون نقاشی کشیدن !!
#وقتی المسال یکی از بهترین سال های ِ عمرم ِ ... #وقتی قرار بود که نظامی بشم و الان ... #وقتی که فک میکردم کنکور آخر ش ِ و الان فهمیدم که اولش ِ ... #وقتی که شرمنده اش بودم و الان قرار ِ که سربلند ... #وقتی 12 ساعته 1000 کیلومتر جابجا میشم ... #وقتی دمای 20 درجه برام میشه آرزو ... #وقتی که تا 2/5 ماه دیگه نیستم (شاید هم 4 سال) ... #وقتی اولین پیشنهاد کارم رو
امضا کردم ... خلاصه که فهمیدم که هوامو داره ... فهمیدم که گریه های 2 ماه پیش بی دلیل نبوده و از روی قسمت بوده ... #وقتی که دلم روشنه و مطمئنم که مسیر ِ زندگیم همینه !! ...