شهاب درویشی
حال روز من تو شبای امتحان
شهاب درویشی
اگر دخترها جاهایی برن که نمیرن مثلا اگر دخترها هم برن سربازی چی میشه ؟ به نظر من که این کار توی مملکت ما نشدنیه حالا فرض کن که بشه: ۱) قضیه فرار از سربازی به کل منتفی میشه و همه (پسرها) می خوان برن سربازی … حتی اونهایی هم که قبلا رفتن می خوان دوباره برن! ۲) غذای پادگان ها نسبت به گذشته خیلی بهتر میشه ( دخترها می خوانهنرهاشون را نشون بدن) ۳)هیچ کس دیگه دنبال معافیت نمیره حتی کور کچل ها هم می خوان بیان سربازی!!! ۴) اضافه خدمت برداشته میشه … کارایی که قبلا باعث اضافه خدمت می شدهحالا باعث کاهش خدمت میشه ۵) ازدواج دانشجویی و لاو ترکوندن توی دانشگاه کم میشه و ازدواج در پادگان و عشق من هم سنگر من مد میشه! ۶) فرهنگ عمومی پادگان افزایش پیدا میکنه …. دیگه سربازها فحش رکیک به هم نمیدن از شوخی های بد (!!) هم خبری نیست (بخاطر حضور بانوان!) ۷) حمام و دست شویی های پادگان ها بالاخره روی بهداشت رو هم می بینن ۸)خاموشی از ۹ شب به ۱۲.۵ – ۱ شب میرسه ۹) همیشه می تونی یکی را پیدا کنی که پوتین و جورابات را بشوره ۱۰) خدمت سربازی از ۲سال به ۶ ماه کاهش پیدا می کنه … اگه خواستیمیتونی اصلا نری … چون تا ۱۵ سال بع{
شهاب درویشی
زبان دخترا و پسرای امروز خوشگل = خوجل خوبی = خوفی جیگرتو بخورم = جیگلتو بخولم عشق منی = عجق منی قربونت برم = قلبونت بلم چطوری؟ = تطولی؟ چی کار می کنی = چیکال می کنی سلام = شلام دختر = [!] پسر = پسمل عزیزم = عجیجم جون = جونززززززززززز بی تربیت = بی تلبیت بی ادب = بی عوض (این یکی درک ربطش کمی مشکل واقعاً) دوست ندارم = اصنم نِی خوام نمیدونم = نیدونم(این روزا خیلی می گن!!) دوست = دوکس(این کلمه رو نمی دونم از کجا درآوردن)
شهاب درویشی
زن که باشی ، عاقبت یک جایی ، یک وقتی به قول شازده کوچولو دلت اهلیهِ یک نفر می شود !... و دلت ، برای نوازش هایش تنگ می شود ؛ حتی برای نوازش نکردنش ! تو می مانی و دلتنگی ها ، تو می مانی و قلبی که لحظه های دیدار تند تر می تپد . سراسیمه می شوی ، بی دست و پا می شوی ، دلتنگ می شوی ، دلواپس می شوی ، دلبسته می شوی ؛ و می فهمی ، نمی شود "زن" بود و عاشق نبود ...
شهاب درویشی
محبوب من ! در من باغی گسترده است پر از خیال های عاشقانه ای که دست تو می کارد و در نسیم چشمانت رؤیاها را گل می دهند در من ... ازدحام گنجشک هائی ست که شاخه های عطر تو را از نفس های دلم می چینند و در مزارع دوردستِ خواب و بیداری تو را آشیانه می کنند و من از نجوای دستانت "عاشقانه" می چینم ! پرویز صادقی
شهاب درویشی
از جنس کدام نور بودی ستاره من؟ که جسارت با تو بودن در من جنبید؟ و من چه عاشقانه به رویت لبخند زدم و تو چه مهربانانه لبخندم را پاسخ گفتی و این شد عاشقانه ی آرام "من" و تو"
شهاب درویشی
دست هایی که کمک میکنند مقدس تر از لبهاییست که دعا می کنند(کوروش کبیر)
شهاب درویشی
به یادتان میاورم که زیباترین منش ادمی محبت اوست (کوروش بزرگ)