شهاب درویشی
طب مدرن ، طب سنتی ، طب سوزنی ، همه را امتحان کرده ام ، درد بی درمان است درد دوریت !
شهاب درویشی
پیش تمام دشمنان به نزدیکترین دشمن خود که زبان است توجه داشته باش. (سقراط)
شهاب درویشی
بس که دیوار دلم کوتاه است . هرکه از کوچه ی تنهایی من می گذرد ، به هوای هوسی هم که شده . سرکی می کشدو می گذرد …
شهاب درویشی
شتر و گاو و میمون داشتن باهم بحث می کردن شتره میگه من چیزای سنگین رو حمل می کنم گاوه میگه منم شیر میدم . . آخه توام یه چیزی بگو آبروت رفت ت ت
شهاب درویشی
چه بسا اشخاصی که تنها با طنین کلنگ گورکن از خواب غفلت بیدار می شوند. ناپلون بناپارت
شهاب درویشی
سهم من از دوری تو چیزی جز دلتنگی به اندازه دریاها ،نگاهی تاریک همچون شب های بدون مهتاب و لحظه هایی که ثانیه به ثانیه میگذرند نیست .پس ای دوست بشنو صدای دلتنگی مرا
شهاب درویشی
به روی گونه تابیدی و رفتی مرا با عشق سنجیدی و رفتی تمام هستی ام نیلوفری بود تو هستی مرا چیدی و رفتی .....
شهاب درویشی
دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت
شهاب درویشی
فراز گوشه ی اتاق نشسته بود
.
.
.
.
... ... .
.
.
چشمانش نغمه غم انگیزی را تداعی میکرد
.
.
.
.
.
.
.
به گل های قالی زل زده بود
.
.
.
.
.
.
.
که خواهرش داد زد :
مامان .. مــــامــــــــ ــــان ! فراز پیپی کرده.....
شهاب درویشی
دوستان گلم من برم سالن میام