دلــــــــــــــــارام
صبرکن سهراب!گفته بودی قایقی خواهم ساخت، دورخواهم شد ازاین خاک غریب، قایقت جادارد؟ من هم ازهمهمه ی اهل زمین دلگیرم
دلــــــــــــــــارام
خانم حمیدی ، برای دیدنِ پسرش به محلِ تحصیل اون یعنی لندن رفت ! اونجا بود که متوجه شد یه دخترِ انگلیسی با پسرش هم اتاقیه ! مثلِ همه ی مامانای مسئولِ ایرانی کلی مشکوک شد ، اما مسعود گفت : من میدونم چه فکری میکنی مامان ! ولی ویکی فقط هم اتاقیه منه ! یه هفته بعد از برگشتن مامانِ مسعود ، ویکی به مسعود گفت : از وقتی مامانت رفته قندونِ نقره ی من گم شده ! یعنی مامانت اونو برداشته ؟ مسعود گفت : غیرممکنه ولی بهش ایمیل میزنم ! تو ایمیل خودش نوشت : مامان عزیزم ! من نمیگم شما قندونو از خونه ی من برداشتی ، و درضمن نمیگم که برنداشتی ! اما واقعیت اینه که از وقتی شما رفتی تهران قندون گم شده ! با عشق … مسعود ! روز بعد ایمیل مادرِ مسعود : پسر عزیزم! من نمیگم تو با ویکی رابطه داری، و در ضمن نمیگم که رابطه نداری ! اما واقعیت اینه که اگه اون حداقل یه شب تو تختخوابِ خودش میخوابید ، حتما تا حالا قندونو پیدا کرده بود ! با عشق … مامان !
دلــــــــــــــــارام
اگر خواستی بدانی چقدر ثروتمندی ، هرگز پول هایت را نشمار ؛ قطره ای اشک بریز و دست هایی را بشمار که برای پاک کردن ، اشک هایت می آیند. این است ثروت واقعی.
دلــــــــــــــــارام
روزی مجنون از سجاده مردی عبور کرد مرد فریاد زد هی مردک درحال رازو نیاز با خدا بودم تو چگونه این رشته را بریدی؟مجنون گفت:عاشق بنده ای هستم و تورا ندیدم تو چگونه عاشق خدایی و مرا دیدی؟
میکروبلاگ دنبالر :
دلــــــــــــــــارام
چه جمله عجیبیست این دوستت دارم.هرکه میگوید عاشق تر و هرکه میشنود بی تفاوت تر میشود.!!!
دلــــــــــــــــارام
خداحافظی همیشه سخته اما...............چاره ای نیس خدافظی
دلــــــــــــــــارام
دوستتون دارم دنبالــــــــــری ها
دلــــــــــــــــارام
من یاور یقین و عدالتم ، من زندگی ها خواهم ساخت، من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد، زیرا شادمانی آنها شادمانی من است.