مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
پسر عموم هشت سالشه، مامانش بهش گفته خیلی خودسر شدی! اومدم میبینم چندتا از لباسهاش و دو سه تا عروسک و بسته آدامسش و دفتر مشقش رو گذاشته تو کوله پشتیش. میگم چیکار داری میکنی؟ خیلی جدی کوله رو میندازه رو پشتش، میگه: "تو خونه ای که به من توهین بشه جام نیست! دارم میرم.
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
اگه تو ام مثل منی، نمی تونی دل بکنی.
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
والا ما بچه بودیم همش اون خانوم مجری مهربونه بودا خانوم رضایی!میگفت: شما… مام میگفتیم: ما؟میگفت: بعله شما که نزدیک تلویزیون نشستی، یکم برو عقبتر بشین!مام میرفتیم عقب! بعد میگفت: یکم عقبتر!آقا مام تا نزدیکیهای در ورودی میرفتیم عقب که نکنه لج کنه کارتون نشون نده..!یعنی یه همچین اسکولای دوست داشتنی ای بودیم ما..!
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
دقت کردین قبلاً هر چی موبایل کوچکتر بود با کلاس تر بود،الان هر چی بزرگتر باشه!!!
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
پنجره ها کلافه اند از سنگینی نگاه منتظرم!تکلیف مرا مشخص کن....اگر نمی آیی اینقدر پنجره ها را زجر ندهم،چشم هایم به جهنم....
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
دختری سه ساله بود که پدرش آسمانی شد . . دانشگاه که قبول شد، همه گفتند: با سهمیه قبول شده!!! ولی هیچوقت نفهمیدند کلاس اول وقتی خواستند به او یاد بدهند که بنویسد بابا! . . . یک هفته در تب ســـــــوخت . . ..
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
توسط موبایل
و امشب بيا عهد ببنديم ديگر نگوييم آقا چرا نمي آيي؟او غمگين مي شود که هنوز نفهميديم ما خود سد راهيم!امشب بگوييم قدمها!پس کي به خاطر آقا گام برمي داريم!
مهســـــا(وروجکِ دنبالر)
ببین پول چی کارایی که نمی کنه!!!

14 سال و 3 ماه و 10 روز و 12 ساعت و 28 دقيقه قبل