S@eeDE
اگه میخوای بری برو از تو دوباره میگذرم *** نگام به گریهام نکن من از تو بی وفا ترم تو اشتباه عمری که دیگه تکرار نمیشی *** ایندفعه دیگه برنگرد تو واسه ما یار نمیشی نه غم میخوام نه خاطره فقط بذار رها بشم *** تو این غریبی نمیخوام مجنون قصه ها بشم از توی قصه هام برو دیگه تو فکر من نباش *** تموم کن این قائلرو نمک رو زخم من نپاش
S@eeDE
چقدر غم انگیزست که با خودت عهد بسته باشی روزه ی سکوت بگیری و از سکوتت برداشتها بکنند! تهمتها بزنند! هرچه برازنده و زیبنده ی خودشان است به تو بگویند! بر زخمهایت نمک بپاشند! عقده های حقارتشان را در خلاء کلماتت خالی کنند! دیوانه باشند و دیوانگی کنند و تو ندانی که بگریی یا بخندی! و چقدر این غم زیبا می شود وقتی تو کوه میشوی قامت تنهایی ام را... در حجم بودنت فریاد میکشم: به آغوش که پناه ببرم وقتی بین اینهمه بشر! "آدمها" اینقدر کمن؟ و تو نهایت مرا باز می تابانی که: من... من... من.
S@eeDE
حرفهای ما هنوز ناتمام... تا نگاه می کنی: وقت رفتن است بازهم همان حکایت همیشگی ! پیش از آنکه با خبر شوی لحظه ی عظیمت تو ناگزیر می شود آی... ناگهان چقدر زود دیر می شود!
S@eeDE
ناچارم به گریه های خودم دلخوش باشم وقتی که هیچ نیوتُنی جاذبه خنده های سیب مرا کشف نمی کند
S@eeDE
برای یک بار فقط برای یک بار مرا در اندوه مبهم یک دروغ شناور کن آرام سر به گوش من بگذار و بگو دوستت دارم
S@eeDE
ال بعد از این همه بهانه گیری
می توانم زبان لبخندت را ترجمه كنم
باور كن هر كجا كه باشم
دوست دارم. . .
مرد بهانه گیر غزلهایم !
S@eeDE
فوران کن آتشفشان من ! دیگر نمی خواهم شعر عاشقانه بگویم . . . دلخور نشو بدون وصیت نامه نرفته ام
S@eeDE
ما در عصر احتمال به سر می بریم در عصر شک و شاید در عصر پیشبینی وضع هوا از هر طرف که باد بیاید اما من بی نام تو حتی یک لحظه احتمال ندارم
@paria_m
14 سال و 8 ماه و 28 روز و 9 ساعت و 23 دقيقه قبل