كوچولو بوديم بابا بزرگم از عمد ته ريش ميذاشت ميرفتيم خونشون مارو ميگرفت و هي صورتش رو ميماليد به صورتمون ميگفت ريشت رو بخوره بابايي! رنده ميكرد صورتمون رو تا چند ساعت جاش قرمز بود و مي سوخت!
تو اتاقم نشسته بودم کارامو انجام می دادم یهو [!] داییم در اتاقو باز کرد خیلی هم استرس داشت گفت واااااااااااااای ببخشید فکر کردم اینجا دسشوییه!! در اتاقو بست...
na jedi bashin, yeki komak kone lotfan
14 سال و 4 ماه و 10 روز و 6 ساعت و 55 دقيقه قبلخو میخوام قسمت شه آخه
14 سال و 4 ماه و 10 روز و 6 ساعت و 55 دقيقه قبلجدی هر کی میدونه کمک کنه
14 سال و 4 ماه و 10 روز و 6 ساعت و 54 دقيقه قبلسرعت نت دخیله....سایت آپلود شده دخیله...ویندوز و سیستم طرف هم بی تاثیر نیست...مرور گر...و و و و و باید همه رو تست کنی سعیده
14 سال و 4 ماه و 10 روز و 6 ساعت و 46 دقيقه قبلمنم توی پروفایل هرکس میرم فقط سکوت گوش میکنم!!!
14 سال و 4 ماه و 10 روز و 6 ساعت و 36 دقيقه قبل