احسان ضیأیی
عشق من... می دونی ؟ حقیقت رو تو کامل گفتی . من هیچ نیستم . هیچ نمی کنم . نه ! من فقط کلاف پیچیده ی زندگی رو پیچیده تر می کنم . من ، فقط می نویسم . فقط همین ! من هیچ نبودم و هیچ هم نیستم . آخه عشق من ! اگه بودم که الان و آن زمان ها ، کارم به این نمی رسید . بچه بودم ! عشقم ! تو ببخش ! اگر فکر می کردم که می شه با حرف آرومت کرد ، از بچگیم بود . اگر فکر می کردم که یه روز ، کسی پیدا می شه که با من بمونه ، از کودکیم بود . اگر فکر می کردم که تو با دیگران ، مثل آسمان هستی با زمین ، از سادگیم بود . تو ببخش ! نه ! دیگه مهم نیست . هیچ چیز ، هیچ وقت ، برای هیچ کس ، واقعا مهم نیست . بودنت ، بودنم ، نبودنت ، نبودنم ، دیگه مهم نیست . تو راست می گفتی ! بچه بودم . وگرنه می فهمیدم عشقمان ازمستی است ، نه از عقل ! می دونی عشقم ؟ تو راست می گفتی . من بچه بودم .
این ارسال را بازنشر کرده است.