اگر زمان ُ مکان در اختیار ما بود . ده سال پیش از طوفان نوح عاشقت میشدم . و تو میتوانستی تا قیامت برایم ناز کنی یکصد سال به ستایش چشمانت میگذشت و سی هزار سال سر به ستایش تنت و تازه در پایان عمر به دلت راه میافتم
دیوانگی بد نیست برای یک بار هم که شده دیوانه تر از من باش و بگذار چنان گم شوم در تو چنان گم شوی در من که یکی دیده شویم از بالا و خدا خیال کند یکی از ما دو نفر را گم کرده است بگذار تعجب کند از حواس پرتی اش و باورش شود زیادی پیر شده و جهان را به ما بسپارد ما جهان را به آغاز زمین می بریم و پلنگ ها آهوها را نمی درند و نفت و اتم را حذف می کنیم از خلقت تا این همه جنگ نشود دیوانگی بد نیست هوس کرده ام چنان گیج شوم از تو چنان مست شوی از من که زمین سرگیجه بگیرد و اشتباهی سالی سیصد و شصت و شش دور بگردد یک روز اضافه تر دور ِ تو برای یک بار هم که شده چشم هایت را ببند و سال ها بخواب به جای تمام سال هایی که نخوابیدی روی سینه ام من شهرزاد نیستم اما قصه گوی خوبی ام
آنقدر دوستت دارم که هر چه بخواهی همان را بخواهم . اگر بروی شادم . اگر بمانی شادتر . تو را شاد تر می خواهم با من یا بی من . بی من اما شادتر اگر باشی کمی - فقط کمی - ناشادم . این خیلی قشنگه
وقتي يك دختر حرفي نميزند ميليونها فكر در سرش مي گذرد وقتي يك دختربحث نميكند عميقا مشغول فكر كردن است وقتي يك دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميكند يعني نميداند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود وقتي يك دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد:خوبم يعني اصلا حال خوبي ندارد وقتي يك دختر به تو خيره مي شود شگفت زده شده كه به چه دليل دروغ مي گويي وقتي يك دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد آرزو ميكند براي هميشه مال او باشي
هان؟!
14 سال و 10 ماه و 20 ساعت و 38 دقيقه قبلچیپســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
14 سال و 10 ماه و 20 ساعت و 34 دقيقه قبل
14 سال و 10 ماه و 20 ساعت و 29 دقيقه قبل