Meroe
میمیرم مرا در تابوت سیاهی بگزارید تا همه بدانند در تاریکی به سر می برده ام دستهایم را از تابوت بیرون بگزارید تا همه بدانند به آنچه می خواستم نرسیدم چشمهایم را باز بگزارید تا همه بدانند چشم انتظار از دنیا رفته ام روی قبرم تکه یخی بگزارید تا مثل باران برایم اشک ریزد و روی سنگ قبرم چیزی ننویسید تا همه فراموشم کنند...
Meroe
یه روز عشق و دیوونگی و محبت و فضولی داشتن با هم قایم باشک بازی می کردن نوبت به دیوونگی که رسید همه را پیدا کرد اما هر چه گشت از عشق خبری نبود فضولی متوجه شد که عشق پشت یه بوته گل سرخ قایم شده دیوونگی رو خبر کرد و دیوونگی یه خار بزرگ برداشت و در بوته ی گل سرخ فرو کرد صدای فریاد عشق بلند شد وقتی به سراغش رفتند دیدند چشماش کور شده و دیوونگی که خودشو مقصر می دونست تصمیم گرفت که همیشه عشقو همراهی کنه و از اون به بعد دیوونگی شد عصای عشق
Meroe
عشق نخستین بینش را نسبت به ابدیت به تو هدیه می دهد. عشق نخستین آزمونی است که زمان را به فراسو می برد. این گونه است که عاشقان هرگز از مرگ نمی هراسند. عشق مرگ نمی شناسد...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تورفتی ونرفت چیزی ازیادم تورفتی تازه عاشقتر شدم من ازاونیم که بودم بدترشدم صبح تاشب این شده کارم که واسه چشات بیدارم توخدای عاشقایی توتموم کس وکارم توبه دادمن رسیدی وقتی تنهاییمودیدی تونزاشتی برم ازدست اگه چیزیم هنوزم نازنینم امیدشیرینم من به جزتوکسی نمیبینم ازاون روزی که رفتی یه روزخوش ندیدم به جزدستای گرمت پناه وپشت ندیدم زندگیموبه پای تودادم اون روزانمیره ازیادم نازنینم برس به فریادم.
Meroe
امشب دریاها سیاه اند باد زمزمه گر سیاه است پرنده و گیلاس ها سیاه اند دل من روشن است تو خواهی آمد.............
Meroe
بین من و تو چهل زندان بود حیاط به حیاط زندان با پرچم صلحی در دست آمدم تو نبودی.
Meroe
بنده ای خدا را گفت: اگر سرنوشت مرا نوشته ای پس چرا دعا کنم؟ خدا گفت: شاید نوشته باشم هرچه دعا کند.
Meroe
منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم
در چشمانت خیره شوم
دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم
منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم
سر رو شونه هایت بگذارم
ز عشق تو ..... از داشتن تو ..... اشک شوق ریزم
منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش بگیرم
بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم
و با تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هدیه کنم
آری من تو را دوست دارم
و عاشقانه تو را می ستایم
Meroe
معناي زنده بودن من,با تو بودن است نزديك,دور سير,گرسنه رها ,اسير دلتنگ,شاد آن لحظه اي كه بي تو سرآيد مرا مباد مفهوم مرگ من در راه سرفرازي تو,در كنار تو مفهوم زندگي است معناي عشق نيز در سرنوشت من با تو ,هميشه باتو ,براي تو ,زيستن...
Meroe
آرامش ظاهرم ... گمراهت.... نکند.... آشفته تر از این حرف ها هستم....
Meroe
شعار نمی دهم حرف دلم را می زنم از ته قلبم از عشقم از امیدام باور کن زندگی با وجود تو قشنگ است نه با پول نه با مال .... اون چیزایی که با عشق برام می خری از هر تحفه ای که وجود داره برام با ارزشتره بدون من بی پرده ،بی ریا و با تمام احساسم دوست دارم. امیدوارم هیچ وقت از من دلگیر نباشی.
Meroe
نمیدانم کجایی در وجودم نهفته شدی... در بین دستانم... در قلبم... در گوشه چشمانم... در آسمان ایمانم... در کجا نشسته ایی کنار ساحل آرامش من آنجا که تپش قلبم به شماره میفتد شاید آنجا که شاپرکی بر گل آرام مینیشیند کجا تو هستی که اینگونه به وجودم ملحق میشوی در بی خوابی هایم در شبهایه بی قراریم... در متن تمام تنهاییم چگونه تو آرام گرفتی در این آشوب تو کجا آشکار اینگونه پنهان شده ایی در زیر پوست من چه لطیف میجهی... تو در فراسوی هر زمان در هر جای این مکان با منی... طوری روحم با عشق تو آمیخته شد که انگار تو خود منی...
Meroe
زندگی یعنی همین امروز همین حالا یعنی در آغوشت تا همیشه تا فردا زندگی یعنی نگاه تو کوک کردن قلبم با صدای تو دل دادن به آهنگ دل پاکت سرور و عشق در فضایی ساکت زندگی یعنی همین دم که از دلتنگم می دانی از این حسم عشق را می خوانی زندگی یعنی داشتن قلب پرستو در این وادی پست و ناهنجار تو در تو
Meroe
گاهی وقتا باید از کنار غصه ها رد شد و گفت "میگ میگ" ههههههههههههه
Meroe
ببار ای باران ، ببار که غم از دلم رفتنی نیست، اشکهای روی گونه ام دیدنی نیست. ببار ای باران که این تنهایی تمام شدنی نیست، آن لحظه های زیبا تکرار شدنی نیست. ببار ای باران که شعر تلخ جدایی خواندنی نیست ، غم تلخی که در سینه دارم فراموش شدنی نیست .