Meroe
پسرک جلوي خانومي را ميگيرد و با التماس ميگويد : خانم ! تو رو خدا يه شاخه گل بخريد زن در حالي که گل را از دستش ميگرفت نگاه پسرک را روي کفش هايش حس کرد , چه کفش هاي قشنگي داريد ! زن لبخندي زد و گفت:برادرم برايم خريده است دوست داشتي جاي من بودي؟؟ پسرک بي هيچ درنگي محکم گفت : نه ولي دوست داشتم جاي برادرت بودم ! تا من هم براي خواهرم کفش مي خريدم .


مشخصات


7 

دیدگاه غیرفعال شده است.
