Meroe
دلِ سبــــــزم را گـره زد ...... و رفت تا بـــــــه آرزوهـــایش برسـد ....!
من فقط یک واسطه بودم !
دل را خدا داد و تو هم بردی
Meroe
بیچاره قلوه سنگی که از دست کودکی به سوی پرنده ای پرتاب می شود … مانده بر سر دو راهی … دل کودک را بشکند یا بال پرنده را
Meroe
نوازشم کن... نوازشم کن ای عشق شیرینم من به دستای تو محتاجم... صدایم کن... صدایم کن نازنینم... من به صدایت محتاجم.
Meroe
فاصله ها هیاهو میکنند و صدای هق هق دلتنگی ام در نوسان بودن و نبودنت رنگ می بازد کفش های رفتنت را گم میکنم تا برای همیشه بمانی ...
Meroe
چه زیباست بخاطر تو زیستن ... ثانیه ها را با تو نفس کشیدن ... زندگی را برای تو خواستن ... ! چه زیباست عاشقانه ها را برای تو سرودن ... ! چه زیباست بیقراری برای لحظه ی آمدن و دیدنت ... ! دلم میخواد همه این زیباییها هر روز واسم تکرار بشه
Meroe
وقتی عاشقی ...
حتی ...
صدای خش خش برگهای خزان زده
آهنگ دلنشینی دارد
انگاری روی ابرها راه میروی
میدانی ؟!
دوست داشتن ...
زیباترین کلام خداست ؟
Meroe
اینم یه شعر خیلی زیبا که یادم نیست تو کدوم وبلاگ خوندم؟!!
تو کجایی سهراب ؟
آب را گل کردند
چشمها را بستند
و چه با دلها کردند. ..
وای سهراب کجایی آخر؟
زخمها بر دل عاشق کردند
خون به چشمان شقایق کردند
تو کجایی سهراب...
که همین نزدیکی عشق را دار زدند
همه جا سایه دیوار زدند. ..
ای سهراب کجایی که ببینی حالا
دل خوش مثقالی است. ..
دل خوش سیری چند؟ !!!
صبر کن سهراب. ..
قایقت جا دارد؟!!!
Meroe
دوباره سکوت دوباره تنهایی دوباره من ویک دنیا خاطره دوباره تنها شده ام دوباره دلم تنگ است به اندازه غم یک گل پژمرده به اندازه سوز تب یک دشت باران نخورده به اندازه اندوه یک مرغ در قفس دوباره صورتم نم اشگ را حس کرد دوباره باران را به انتظار نشسته ام دوباره درد رابه مداوا نشسته ام دوباره دلشوره به دل نهفته ام دوباره می خواهم به سوی تو بیایم دوباره دلم هوای تو را کرده
Meroe
من دست خالی آمدم، دست من و دامان تو سرتا به پا درد و غمم، درد من و درمان تو تو هر چه خوبی من بدم، بیهوده بر هر در زدم آخر به این در آمدم، باشم کنار خوان تو من از همه در رانده ام ، من رانده ی وامانده ام یا خوانده یا نا خوانده ام، اکنون منم مهمان تو پای من از ره خسته شد، بال و پرم بشکسته شد هر در به رویم بسته شد، جز درگه احسان تو گفتم منم در می زنم ،گفتی به تو سر می زنم من هم مکرر می زنم ،کو عهد و کو پیمان تو؟ سوی تو رو آورده ام، ای خم سبو آورده ام من آبرو آورده ام، کو لطف بی پایان تو؟ حال من گوشه نشین، با گوشه ی چشمی ببین جز سایه ی پر مهرتان، جایی ندارم جان تو من خدمتی ننموده ام، دانم بسی آلوده ام اما به عمری بوده ام، چون خار در بستان تو
Meroe
ما دانشگاه قبول شدیم زنگ زدیم خبر بدیم گفتیم پیرزن چه میدونه شیمی و مهندسی شیمی فرق داره گفتم مامان بزرگ شیمی قبول شدم گفت شیمی ؟ یا مهندسی شیمی ؟؟
راست میگی خفه کن
14 سال و 1 ماه و 2 روز و 19 ساعت و 3 دقيقه قبل