Meroe
بین من و تو چهل زندان بود حیاط به حیاط زندان با پرچم صلحی در دست آمدم تو نبودی.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تورفتی ونرفت چیزی ازیادم تورفتی تازه عاشقتر شدم من ازاونیم که بودم بدترشدم صبح تاشب این شده کارم که واسه چشات بیدارم توخدای عاشقایی توتموم کس وکارم توبه دادمن رسیدی وقتی تنهاییمودیدی تونزاشتی برم ازدست اگه چیزیم هنوزم نازنینم امیدشیرینم من به جزتوکسی نمیبینم ازاون روزی که رفتی یه روزخوش ندیدم به جزدستای گرمت پناه وپشت ندیدم زندگیموبه پای تودادم اون روزانمیره ازیادم نازنینم برس به فریادم.
Meroe
گاهی وقتا باید از کنار غصه ها رد شد و گفت "میگ میگ" ههههههههههههه
Meroe
عشق عشق یعنی خلوت و راز و نیاز عشق یعنی محبت و سوز و گداز عشق یعنی سوز بی ماوای ساز عشق یعنی نغمه ای از روی ناز عشق یعنی کوی ایمان و امید عشق یعنی یک بغل یاس سپید عشق یعنی یک ترنم از یه یار عشق یعنی سبزی باغ و بهار عشق یعنی لحظه دیدار یار عشق یعنی انتهای انتظار عشق یعنی یک تبسم بر لب زیبای یار عشق یعنی حس نرم اطلسی عشق یعنی با خدا در بی کسی عشق یعنی همکلام بی صدا عشق یعنی بی نهایت تا خدا عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی هر چه بینی عکس یار عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر عشق یعنی دیده بر در دوختن عشق یعنی از فراقش سوختن عشق یعنی سر به در اویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی لحظه های ناب ناب عشق یعنی لحظه های التهاب عشق یعنی بنده فرمان شدن عشق یعنی تا ابد رسوا شدن عشق یعنی گم شدن در کوی دوست عشق یعنی هر چه در دل آرزوست عشق یعنی یک تیمم یک نماز عشق یعنی عالمی راز و نیاز عشق یعنی یک تبسم یک نگاه عشق یعنی یک تکیه گاه و جان پناه عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن عشق یعنی همچو من شیدا شدن عشق یعنی قطره و دریا شدن عشق یعنی پیش محبوبت بمیر عشق یعنی از رضایش
شب خوش
14 سال و 1 ماه و 14 روز و 9 ساعت و 24 دقيقه قبلshab khosh
14 سال و 1 ماه و 14 روز و 9 ساعت و 23 دقيقه قبل