Meroe
براستی بعضی وقتها بعضی آدمها یه کارایی می کنن
که دلت
می خواد
با دو تا دستات گلوشونو بگیری و
.
.
فشار بدی
..
فشار بدی
.
.
.تا جایی که از وحشت مرگ ، بمیرن..
.
Meroe
حیف میدانم که دیگر برنمی داری ازآن خواب گران سر ... تا ببینی خردسال ِسالخوردخویش را ، کاین زمان چندان شجاعت یافته است تا بگوید : راست می گفتی پدر ...!!
Meroe
بر سر مزرعه ی سبز فلک باغبانی به مترسک می گفت : دل تو چوبین است... و ندانست که زخم زبان دل چوب را هم می شکند...
Meroe
سلامتی کسایی که تو خاطرمون “ابدی” هستن اما تو خاطرشون “عددی” نیستیم
Meroe
خدایا ! کفر نمی گویم ... دل تنگم ... تو دیگر چه می خواهی از جانم ؟
Meroe
فاصله ها هیاهو میکنند و صدای هق هق دلتنگی ام در نوسان بودن و نبودنت رنگ می بازد کفش های رفتنت را گم میکنم تا برای همیشه بمانی ...