deldeleh
این روزهـا کسـی، به خـودش زحمـت نمیدهـد یک نفـر را کشـف کنـد ! زیبـایی هـایش را بیـرون بکشـد … … تلخـی هـایش را صبـر کنـد … آدمهـای ِ امـروز، دوستـی هـای ِ کنسـروی می خواهنـد ! یک کنسـرو که درش را بـاز کننـد … … بعـد … یکنفـر، شیرین و مهـربـان، از تویش بپـردبیـرون ! و هی لبخنـد بزنـد و بگویـد : “حـق بـا تـوسـت“
deldeleh
خدایا همیشه خواستم شاد کنم حتی قیمت شادی خیلی ها را با ناراحتی خودم پرداختم. عشق ورزیدم مردانه عشق ورزیدم به کسانی که راحت دلم را شکستند. دعا کردم حتی برای آنها که زخمی به جا گذاشتند ... اما خواستم درخت باشم با ریشه باشم و اگر تبر ها خوردم باز باشم. همه این ها را بودم چون میدانستم تو هستی و همیشه مراقبم خواهی ماند.
deldeleh
غـ ـم بـ ـراي خـ ـوردن زيـ ـاد دارم !!!! تـ ـو ديـ ـگر.. بـ ـرايم لقـ ـمه نگيـ ـر لطفـ ـا!!!
deldeleh
اگر ماه بودی، تو را از لب بركهها اگر آه بودی، تو را از دل سینهها اگر راه بودی، تو را از كف خیل واماندهها تو اما نه ماهی/ نه آهی/ نه راهی فقط/ گاه گاهی فقط/ گاه گاهی فقط... گاه گاه...
deldeleh
فیزیک بعدترها ثابت می کند در روزهای بارانی جای خالی آدم ها بزرگتر می شود...