deldeleh
وقتی اولین احساس مادرم به من “تهوع” بود از دیگران توقعی ندارم !!
deldeleh
خانههای نیمساز شهر را خسته میکنند.... عشقهای ناتمام روح را.
deldeleh
نبودن هیچ کس سخت نیست فراموش کردن یک بودن سخت است
deldeleh
حکایت جالبیست دریا همین که غرق میشوی تو را پس میزند..!.
deldeleh
من نمیرسم و من مثل یک میوه ی کال در باغِ بی آفتاب بر سبد خالیِ باغبان نمی رسم مثل یک شبِ طولانی در انتظار روز مثل رسیدن به خانه از یک راه دور مثل چیدن خیالِ تو خیالی خوب مثل قدِّ کودکِ همسایه به زنگِ در مثلِ آرزویِ بودنِ کنارِ تو یک شب تا خودِ سحر نمیرسم آنقدر خسته ام آنقدر خسته ام که جز خفتن در آغوشِ تو به هیچ آرامشی نمیرسم نیکی فیروزکوهی
deldeleh
یک جمله ساده میگم: هرکسی کنار آتشی می نشیند که هیزمش را خودش آورده باشد ..!
deldeleh
نه دیــــــــــر و زود دارد ، نه سوخت و ســـــــــوز همیشه و به موقـــــع می رسد... " انــــــــــدوه "
deldeleh
وقتی تو نیستی بلاتکلیفم مثل گل آفتابگردان در روزهای ابری
deldeleh
خدای من خداییست که دست گیر است نه مچ گیر! دستم را میگیرد همان طور که هستم! بدون پیش شرط همین و بس . . .