دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

افشين صادقي

افشين صادقي
مرد - مجرد
امتیاز: 39.65

دنبال‌شدگان

(33 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(62 کاربر)

گروه‌ها

(5 گروه)

بازدید

افشين صادقي
افشين صادقي

قوانین فوتبال دیدن : اگه همه ی بازی رو ببینین, ۰-۰ میشه! اگه بازی رو نبینی, بالای ۲ گل داره ! اگه وسطش بری دستشویی, همون لحظه گل میزنن!!

افشين صادقي
افشين صادقي

روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟ مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی مورچه گفت: تمام سعی ام را می کنم... حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشت کار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آ ورد...

افشين صادقي
افشين صادقي

مکالمه دو پسر: پسر اول: چقدر خپل شدی مرتیکه … شبیه خرسای قطبی شدی الاغ… کمتر بخور ، از صبح تا شب مثل گاو آت و آشغال میخوری معلومه انقدر دایره میشی دیگه … پسر دوم : خفه شو عوضی حرف تو زر مفت هم نیست (محکم تر شدن دوستی بین دو پسر و تموم شدن مکالمه با خنده) مکالمه دو دختر : دختر اول: خوشگلم یه مقدار تپل شدی ولی بهت میاد عزیزم … دختر دوم: تو هم دماغت بعد عمل یه ذره زیادی کوچیک شده ولی بازم خوشگلی نانازم (از فردای روز مکالمه هیچ رابطه ای بین دو دختر مشاهده نشده)

افشين صادقي
افشين صادقي

گفتی : ما به درد هم نمی خوریم اما هرگز ندانستی که من تو را برای دردهایم نمی خواستم ........////////////.....‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍./////..........

افشين صادقي
افشين صادقي

این فاصله ها که بین ما بسیارند از بودن ما کنار هم بیزارند یک روز برای دیدنت می آیم اما اگر این فاصله ها بگذارند ...............

افشين صادقي
افشين صادقي

این که هر بار سرت با یکی گرم باشد دلیل بر ارزش ات نیست...!!!!!!!!! شاید آنقدر بی‌ ارزشی که خیلی‌ها اندازه تو هستند........!!!!!!!!!!!

افشين صادقي
افشين صادقي

مشکل از تو نبود از من بود با کسی حرف میزدم که سمعک هایش را پیش دیگری جا گذاشته بود..........

افشين صادقي
افشين صادقي

عید رو که رد می‌کنیم، اول پشه میاد! بعد مگس میاد! بعد از این مورچه بالدارها میاد! بعد سوسک میاد! بعد سوسک‌بالدار میاد! بعد مارمولک میاد! یعنی می‌ترسم همینجوری پیش بره، طرفای مرداد اژدها بیاد......!!

افشين صادقي
افشين صادقي

از تمام دنیا یک صبح سرد یک چای داغ و یک صبح بخیر تو برایم کافی است ........

افشين صادقي
افشين صادقي

(فواید ازدواج / طنز)قبل از ازدواج : خوابیدن تا لنگ ظهر بعد از ازدواج : بیدار شدن زودتر از خورشید نتیجه اخلاقی : سحر خیز شدن قبل از ازدواج : رفتن به سفر بی اجازه بعد از ازدواج : رفتن به حیاط با اجازه نتیجه اخلاقی : با ادب شدن قبل از ازدواج : خوردن بهترین غذاها بی منت بعد از ازدواج : خوردن غذا های سوخته با منت نتیجه اخلاقی : متواضع شدن قبل از ازدواج : استراحت مطلق بی جر و بحث بعد از ازدواج : کار کردن در شرایط سخت نتیجه اخلاقی : ورزیده شدن قبل از ازدواج : رفتن به اماکن تفریحی بعد از ازدواج : سر زدن به فامیل خانوم نتیجه اخلاقی : صله رحم قبل از ازدواج : آموزش گیتار و سنتور و غیره بعد از ازدواج : آموزش بچه داری و شستن ظرف نتیجه اخلاقی : آموزش های کاربردی و مفید قبل از ازدواج : گرفتن پول تو جیبی از بابا بعد از ازدواج : دادن کل حقوق به خانوم نتیجه اخلاقی : با سخاوت شدن قبل از ازدواج : ایستادن در صف سینما و استخر بعد از ازدواج : ایستادن در صف شیر و نان نتیجه اخلاقی : آموزش ایستادگی قبل از ازدواج : رفتن به سفرهای هفتگی بعد از ازدواج : در حسرت رفتن به پارک سر کوچه نتیجه اخلاقی:امنیت کامل.........

افشين صادقي
افشين صادقي

(...جنی... ) یه روزی یه مرده نشسته بوده و داشته روزنامه اش رو می خونده که زنش یهو ماهی تابه رو می کوبه تو سرش! مرده می گه: برا چی این کار رو کردی؟ زنش جواب می ده: به خاطر این زدمت که تو جیب شلوارت یه تکه کاغذ پیدا کردم که توش اسم جنى (یه دختر) نوشته شده بود… مرده می گه: وقتی هفته پیش برای تماشای مسابقه اسب دوانی رفته بودم اسبی که روش شرط بندی کردم اسمش جنی بود. زنش معذرت خواهی می کنه و می ره به کارای خونه برسه. سه روز بعد، مرد داشت تلویزین تماشا می کرد که زنش این بار با یه قابلمه ی بزرگتر می کوبه تو سرش به طوری که مرده تقریبا بیهوش می شه. مرد وقتی به خودش میاد می پرسه این بار برای چی منو زدی؟ زنش جواب می ده: آخه اسبت زنگ زده بود!!!!!!!!!

افشين صادقي
افشين صادقي

سازنده ترین کلمه گذشت است آن را تمرین کن...ناپایدارترین کلمه خشم است آن را فروبر...ریشه دار ترین کلمه صبر است برای داشتنش دعا کن...ضعیف ترین کلمه حسرت است آن را نخور...زیباترین کلمه راستی است با آن رو راست باش...

افشين صادقي
افشين صادقي

آدم بدون دوست ٰٰ چون کتاب بدون جلد است....................

افشين صادقي
افشين صادقي

کوتاه ترین داستان ترسناک دنیا نیز داستان زیر میباشد که نویسنده ی مشخصی ندارد........!!!!! The last man on earth is sitting alone in his room and all of a sudden a Knoc k on the door. آخرین انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند. ............

افشين صادقي
افشين صادقي

روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند ...نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد: گیرنده : همسر عزیزم موضوع : من رسیدم میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه .............

این ارسال را بازنشر کرده است.