علیرضا
im possible is impossible ! فقط محال محال است !
علیرضا
من در جهان يک دوست داشته ام و آن خودم بوده ام ! ناپلئون
علیرضا
شيريني يکبار پيروزي به تلخي صد بار شکست ميارزد. سقراط
علیرضا
اگر ميبيني کسي به روي تو لبند نميزند علت را در لبان فرو بسته ي خود جستجو کن. ديل کارنگي
علیرضا
ما پسرا یه کفش یه شلوار یه پیراهن ! دخترا ! یه کفش یه شلوار یه دامن یا بلیز یه مانتو یه شال ! خرج اینا چقد میشه ؟ ببخشید ! یک کیف هم اضافه کنین !
علیرضا
حقيقت زندگي اين است که همه ي انسانهايي را که با آنها در تماس هستيم شاد کنيم. ديپاک چوپرا
علیرضا
من از عمرم چه فهمیدم؟ نفهمیدم چه فهمیدم.همان اندازه فهمیدم که فهمیدم نفهمیدم.(قسمتی ازدفتر خاطرات غضنفر)
علیرضا
بچه ها شبتون خوش ! روز خوبی داشته باشین و به هم لبخند بزنین ! فعلا ! خدانگهدار .
علیرضا
یک بار سارق مسلح میره خونه غضنفر دزدی . اول رو می کنه به برادر غضنفر میگه اسمت چیه میگه رحیم دزده میکشتش رو به زن غضنفر میکنه میگه اسمت چیه میگه فاطی دزده میگه چون اسم زنم فاطی هست کاری باهات ندارم رو میکنه به غضنفر میگه اسمت چیه غضنفر میگه والا اسمم غضنفر هست ولی تو خونه صدام میکنن فاطی
علیرضا
انديشه پروازگر است جايي فرودش آوريم که زيبايي خانه دارد . حکيم ارد بزرگ
علیرضا
بایو گرافی ! نیچه : فریدریش ویلهلم نیچه (به آلمانی: Friedrich Wilhelm Nietzsche) (۱۵ اکتبر ۱۸۴۴ - ۲۵ اوت ۱۹۰۰) فیلسوف، شاعر، آهنگساز و فیلولوژیست کلاسیک بزرگ آلمانی بود. از مشهورترین عقاید وی نقد فرهنگ، دین و فلسفهٔ امروزی بر مبنای سؤالات بنیادینی دربارهٔ بنیان ارزشها و اخلاق بودهاست. نوشتههای وی سبک تازهای در زبان آلمانی محسوب میشد؛ نوشتههایی بسیار ژرف و پر از ایجاز، آمیخته با افکاری انقلابی که نیچه خود روش نوشتاری خویش را گزین گوییها مینامید. او در ۱۵ اکتبر سال ۱۸۴۴ در روکن واقع در لایپزیک پروس به دنیا آمد. به دلیل مقارنت این روز با روز تولد فریدریش ویلهلم چهارم، پادشاه وقت پروس، پدر او که معلم چند تن از اعضای خاندان سلطنت بود، به ذوق وطنخواهی از این تصادف خوشحال گردید و نام کوچک پادشاه را بر فرزند خود نهاد. خود او بعدها که بزرگ شد در یکی از کتابهایش نوشت: «این مقارنت به هر حال به نفع من بود؛ زیرا در سراسر ایام کودکی روز تولد من با جشنی عمومی همراه بود.» پدر فریدریش از کشیشان لوتری بود و اجداد مادری او نیز همگی کشیش بودند. فریدریش نیچه اولین ثمره ازدواج آنها بود.
علیرضا
من با عشق به تو تنها به ميعادگاهم مي آيم ، اما اين من ، در ظلمت کيست کنار مي آيم تا از او دوري کنم ، اما نمي توانم از او بگريزم ، او وجود کوچک خود من است ، آقا و سرور من . حيا و شرمندگي نمي شناسد و شرمنده ام که همراه با او به درگاه تو آمده ام . رابيندرانات تاگور
علیرضا
از لحظه ای که منو ترک کردی تا همین لحظه شده چند لحظه !