علیرضا
زندگی در گذر است و ما رهگذر ! اما کدام گذر ؟
علیرضا
من ایستاده ام ! درختان رشد میکنن و بزرگ میشون ! من ایستاده ام ! زمین می گردد ! من ایستاده ام ! خورشید نور میدهد و روشن میکند ! من ایستاده ام ! اما نمیدانم درست ایستاده ام یا نه !
علیرضا
قهوه ای آماده میکنم ! جوشیدنش شرح حال من است ! و تلخی اش تفسیر جدا شدن بدن زیبای تو از من !
علیرضا
چرا همه فکر میکنن من یه آدم شاد سرخوشی هستم که هیچ مشکلی ندارم ؟ چون همیشه مثل دیوونه ها فقط چرتو پرتاتو میگی !
علیرضا
بعضی وقتا که فک میکنم میبینم فکرم کلا تعطیله ! بعضی وقتا هم که فک نمیکنم فکرم باز میکنه که اون وقت زمان خوابمه ! الان ینی باید چیکار کنم ؟ خودش با خودش مشکل داره !