رفته بودم خونه دوستم . توی آکواریوم براش باغچه درست کردیم با نظارت من . بعد براش گل کاشتیم . بعدش چندتا کرم خاکی بود تو خاک یکم با کرما اذیتش کردم . بعد سم پاشید به خاکه من کرمارو ورداشتم سما که رفت دوباره گذاشتمشون مثلا نجاتشون دادم . بعد فیلم دیدیم . خندیدیم . بعد تا خونه دویدم . قلبم درد گرفت .
یادش بخیر قبلا ها شاید 4 5 سال پیش تو یه گروه تئاتر کار میکردم اسمم مثلا بود دژان آنتون دژان . ژنرال بودم مثلا . بعد مجوز ندادن نشد که بشه . به استاد گفتم چرا منو انتخاب کردی ؟ گفت واسه صدات . آخه معمولی که صحبت میکنم صدام تا 16 تا خونه اونور تر میره . یا مثلا استاد موسیقی میگفت نُت خونی یاد بگیر بیا تو گروه کُر .
سلام من علیرضا هست . بیست سال دارم . با قلبی عاشق داشتن و احساسات لطیف خواهان هست که بیابم عشقی را برای خود . اگر مایل هست برای ایجاد رابطه ای عاشق با من . لطفا برای خود ایمیلی ارسال کرده و با هم عاشق شویم . پ.ن : در راستای اون اسپم هایی که به ایمیل ها ارسال میشه با اسم دخترا .