علیرضا
انقد از اینایی که پارادوکس دارن ( تناقض ) خوشم میاد . حداقل خوبیشون اینه که تکلیفت باهاشون روشن میشه . بیخیالی .
علیرضا
از ناگفته ها , از نسروده ها پُرم ; از اندیشه های ناشناخته و..اشعاری که بدان ها نیندیشیده ام . عقده ی اشک من درد پُری , درد سرشاری است . و باقی ناگفته ها سکوت نیست , ناله ئی ست .
علیرضا
یه سری چیزا مثل این که الان شب هست . برای بعضیا انقد غیر قابل باوره که باید براشون ثابت کنی..که یه جایی نوشته بود ( معنی میگم ) : حتی حقیقتی که با واقعیت یکی هست منسوخ میشه و به اونایی که حرف درست میزنن میگن دیوونه . ( جملشو از 3 نفر پرسیدم تا به این مفهوم رسیدم ) عجیب پیچیده بود . : ) رمان 1984 نوشته جورج اورول .
علیرضا
امروزم نهار با منه . ماکارونی . :'(
علیرضا
کتاب هایی که باز هستن ولی خونده نمیشن..مثل آدمهایی میمونن که اسماشونو میدونیم اما هیچی ازشون نمیدونیم..شاید به این امید که بعدا بدرد بخورن..توهین هست .