علیرضا
من ایستاده ام ! درختان رشد میکنن و بزرگ میشون ! من ایستاده ام ! زمین می گردد ! من ایستاده ام ! خورشید نور میدهد و روشن میکند ! من ایستاده ام ! اما نمیدانم درست ایستاده ام یا نه !
علیرضا
قهوه ای آماده میکنم ! جوشیدنش شرح حال من است ! و تلخی اش تفسیر جدا شدن بدن زیبای تو از من !