≠Jaguar≠
عـــِشق را کــِنار تیرک راه بند ، تـــازیانِه میــزَنند . !!!
≠Jaguar≠
مرگ
تنها دری است
که تا به تو فکر می کنم باز می شود
و هر بار بدم می آید از خانه ای که در آن نیستی
و بعد به هر دری می زنم عزرائیل پشتش است
و بعد
طناب یعنی اتفاقی که نمی افتد را
به کدام سقف بیاویزم
و تیغ
یعنی این توئی که هنوز در رگ هایم جریان داری
≠Jaguar≠
مرگ چیزی شبیه دست های من است که حتی با ده انگشت نمی توانند یک ذره از گرمی دست های تو را نگه دارند
≠Jaguar≠
میــشِه پَــرَندِه بـآشی امــآ رَهــآ نَبــاشی !!!
≠Jaguar≠
بــازَم مَــن و بــارون !!!
≠Jaguar≠
عَــلی لُــهراسبی چِــه کَـردِه ....
≠Jaguar≠
مثل یه غروب تنها، که میشینه پشت ابرا مثل یه غروب تنها، که میشینه پشت ابرا یه سکوت بی پناهم..
≠Jaguar≠
تــو فِــکرِ ایــنَم یِــک " آنــتی دُخــیهِ " خوبــی بِــسازَم .
≠Jaguar≠
ســـَلام ، سِر درد دارم .
≠Jaguar≠
شیــــرینــآ نـــآز مَـــکَه