≠Jaguar≠
عـــِشق را کــِنار تیرک راه بند ، تـــازیانِه میــزَنند . !!!
≠Jaguar≠
دلم ميخواد راننده ماشين پليس بشم بلندگو بگيرم دستم بگم: راننده پژو حرکت کن! مگان!! سرت رو بنداز پايين! مگه خودت خواهر مادر نداری!؟ 206 صندوق دار آهنگت خيلی قديميه...عوضش کن... !؟ ...بنز مشکی ... بنننننننز ... فخر می فروشی؟!! بزن بغل!
≠Jaguar≠
این قاصدکی که بر دوش خسته ی غم دیده ی من نشسته است اندکی نا آرام است ، بگذار اندکی آرام باشد تا برای دیگران هم دلربایی کند . م.ا
≠Jaguar≠
میشــه یکـی بگــه دوستـت دارم یعنـــی چــــی !!؟ شـــاید مـــن واقعـــــاً بــــد بـــرداشــت کـــــردم ...
≠Jaguar≠
همه من های من ... همه تو های تو ... در پس نامهربانی های تو ... ما نشده ...
≠Jaguar≠
درمکه که رفتم خیال میکردم دیگر تمام گناهانم پاک شده است غافل از اینکه تمام گناهانم گناه نبوده و تمام درستهایم به نظرم خطا انگاشته و نوشته شده بود
درمکه دیدم خدا چند سالیست که از شهر مکه رفته و انسانها به دور خویش میگردند
در مکه دیدم هیچ انسانی به فکر فقیر دوره گرد نیست دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان خویش را بزداید غافل از اینکه ان دوره گرد خود خدا بود
درمکه دیدم خدا نیست و چقدر باید دوباره راه طولانی را طی کنم تا به خانه خویش برگردم و درهمان نماز ساده خویش تصور خدارا در کمک به مردم جستجوکنم
آری شاد کردن دل مردم همانا برتر از رفتن به مکه ایست که خدایی در آن نیست...............................
حسین پناهی
≠Jaguar≠
اگر میدانستید که افکارتان چقدر قدرتمند است، هیچگاه حتی برای یک بار دیگر هم منفی فکر نمی کردید!
≠Jaguar≠
(بـــَعضی ) دخــتَرانِ میــهَنَم کَـــسانی هــَستند کــِه ســُنَتِ " آریـــا " را بـــَر گــَردَنِ خــویش می اندازَنـــد امـــا سیـــرَتِ وُجــدانِیَت را زیـــرِ پـــای خویـــَش لـــِه میـــکُنَند . "محمدرضا "
≠Jaguar≠
گــویَند کــِه بــِه یادِتیم !!! هــَمانند آسمانی کــِه ابری است و میــخواهَد ببـــارَد "محمدرضا"