≠Jaguar≠
عـــِشق را کــِنار تیرک راه بند ، تـــازیانِه میــزَنند . !!!
≠Jaguar≠
گفت آن یار کز او گشت سر دار بلند *** جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد
≠Jaguar≠
دل آگاه می شود در راه آغاز / نباشد فکرِ و اندوهی به این راز - دل از پژمردگی آمد به غنچه / نگوید آسمان باریده بازچه - نگویم رسم این جایی و اندیش / به قانون بازی از کردار نیندیش م.ا
≠Jaguar≠
بر من چه سخت وزیده شد این گرمای بادهای غربی که آنقدر بر پیشانی پشیمانی هایم وزیدند تا باور داشته باشم اما باز هم حیله ی شکارچیان را با دید بسته پذیرفتم ... واقعا افسوس . م.ا
≠Jaguar≠
دیگر نیازی به نیاز نیست هنگامی که نیرنگ و ریا حرف اول را میزنند . م.ا
≠Jaguar≠
از من فاصله بگیر !
هر بار که به من نزدیک می شوی ، باور می کنم هنوز می شود زندگی را دوست داشت !
از من فاصله بگیر ! خسته ام از امید های کوتاه...
≠Jaguar≠
« سلام دوستان گلم » " امان از درد بی رحم جدایی / هنوزم تو همین دور و برایی - یه وقتا آخر قصه دروغه / درست مثل یه فیلم سینمایی "
≠Jaguar≠
شبی دیگر در کنار خود با نگاهی پر از اشک در انتظار تبریک اما کنایه ای از سردی روانه ام می شود ... چه رسم قشنگی است دنیا ؟ نه ؟
≠Jaguar≠
همه ى نیمکــتـ هاى پارکــ دو نفره اند
بى خیـالـ !
رویــ چمن میــ نشینـ ــم