AnoøSHa
بَــدم میاد از این موقِــعایی ک آرومَــم ، / از این لبخندای مَســخره ک جوابِ نگرانیایِ مامان میشَن .. [ : ) ]
AnoøSHa
توسط موبایل
به اغوشم کشیدی...اما...سایه ات را دیدم که دست هاش در جیبش بود...!!
AnoøSHa
توسط موبایل
دیوانه ام!کم دارم،دو تخته که زیر سر تو بگذارم!موهایت را به ان با فاصله ببندی...تا من گیتار به دست دیوانه ای باشم که سمفونی خنده هایت را به بتهوون فخر بفروشم....
AnoøSHa
توسط موبایل
نگاه کن!!ابری که بالای شهر ایستاده روزی است که من دود کرده ام...
AnoøSHa
توسط موبایل
بال بال میزنم...نه پرنده ام نه فرشته...فقط تو رو می خوام....!!!
AnoøSHa
توسط موبایل
تنهایی...دیوار...قهوه ای سر رفته از حوصله ام...اتاقی که چهارتاق،باز،روی من خوابیده,چشم هایی که از ساعت کار افتاده ترند و شانه های تو...که زیر بار باران نمی رود...باید گریه ام را روی بی کسی هایم تنظیم کنم...و این یعنی...تن...ها...یی
AnoøSHa
توسط موبایل
خیلی حسه بدیه...هم حالم از این بهم میخوره هم شدید دیوونشم!!!! چشمای مونده به راه و شب تنهاییه ماه و یه دل بی سر پناه و من و خونه...ساعتای غرق خواب و این منه بی تو خراب و....یادت هرگز نمیمونه....