♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥
دلم برایت تنگ شده ! می خواهم آنقدر اشک بریزم تا غبار فاصله از قلبم تمیـــز شود . ولی می ترسم … ” تهران” ، ” ونیــــز” شود !!!
♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥
دل است دیگر یا شور میزند یا تنگ میشود یا میشکند... آخر هم مهر سنگ بودن میخورد روی پیشانی اش...
♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥
بیقرار تو ام و در دل تنگم گله هاست ، آه ! بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست...
♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥
من در سرزمینی زندگی میکنم که به آدم عاشق میگن کودن و احمق و به آدم هفت خط میگن مرد زندگی . . .
♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥
اشکهایم که سرازیر میشوند…… دیری نمی پایدکه قندیل می بندد… عجیب سرد است هوای نبودنت...
♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥
ببـــیــــــن این اسمش دلــــــه ! اگر قرار بــــــود بفهمه که فاصله یعنی چــــــــی اگر قرار بــــــود بفهمــــه که نمیشــــه … میشد مغــــــــز ! دلـــــه .. نمی فهمــــــه … ! خواستم اطلاع بدم…
♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥
مثل شقایق زندگی کن ، کوتاه اما زیبا ، مثل پرستو ، فصلی کوچ کن ، اما هدفمند ، مثل پروانه بمیر ، دردناک اما با عشق ، مثل خر عرعر کن ، بلند اما شمرده و خوانا!!!
امـا #هـمـه زود مـتـوجـه مـیـشـن کـه چـقـدر ن#ـاراحـتـم... : )
14 سال و 5 ماه و 15 روز و 5 ساعت و 5 دقيقه قبل