@پـــریســــا تولدت مــــــــــــــــــــــــــــــــ بــــــــــــــــــــــــــــــــــ ارکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ این هم کیک تولدت. چون بیشتر پیام های تبریک تکراری هستن دیگه همینجوری ساده گفتم.
سیاه پوشیده بود ، به جنگل آمد .. استوار بودم و تنومند !من را انتخاب کرد ...دستی به تنه ام کشید ، تبرش را در آورد و زد .. زد .. محکم و محکم تر !به خود میبالیدم ، دیگر نمی خواستم درخت باشم ، آینده ی خوبی در انتظارم بود !...سوزش تبر هایش بیشتر می شد که ناگهان چشمش به درخت دیگری افتاد ، او تنومند تر بود ...مرا رها کرد با زخم هایم ، او را برد ... و من که نه دیگر درخت بودم ، نه تخته سیاه مدرسه ای ، نه عصای پیر مردی... خشک شدم .... بازی با احساسات مثل داستان تبر و درخت می مونه .. ای تبر به دست ، تا مطمئن نشدی تبر نزن ! ای انسان ، تا مطمئن نشدی ، احساس نریز .. زخمی می شود ... در آرزوی تخته سیاه شدن ، خشک می شود
امـا #هـمـه زود مـتـوجـه مـیـشـن کـه چـقـدر ن#ـاراحـتـم... : )
14 سال و 5 ماه و 15 روز و 6 ساعت و 3 دقيقه قبل