دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥

من برای گفتن حرفی میان شما آمده ام... درباره »
♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥
مرد - مجرد
امتیاز: 2853

دنبال‌شدگان

(536 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(375 کاربر)

گروه‌ها

(56 گروه)

بازدید

♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥
♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥

بـعـضـی وقـتـها نـمـیـفـهـمـه کـه چـقـدر ...

فقط نی نی
1320438242parents_20.jpg فقط نی نی

عجب شکمی!!! از قطر شکم بعضییا هم گنده تره!!!

فقط نی نی
1320438242parents_07.jpg فقط نی نی

♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥
1320438242parents_02.jpg ♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥

♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥
♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥

یه کلاغ و یه خرس سوار هواپیما بودن کلاغه سفارش چایی میده چایی رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار مهموندارمیگه چرا این کارو کردی؟ کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی! چند دقیقه میگذره باز کلاغه سفارش نوشیدنی میده باز یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار مهموندار میگه : چرا این کارو کردی؟ کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی ! بعد از چند دقیقه کلاغه چرتش میگیره خرسه که اینو میبینه به سرش میزنه که اونم یه خورده تفریح کنه ... مهموندارو صدا میکنه میگه یه قهوه براش بیارن قهوه رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟ خرسه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی اینو که میگه یهو همه مهموندارا میریزن سرش و کشون کشون تا دم در هواپیما میبرن که بندازنش بیرون خرسه که اینو میبینه شروع به داد و فریاد میکنه کلاغه که بیدار شده بوده بهش میگه: آخه خرس گنده تو که بال نداری مگه مجبوری پررو بازی دربیاری!!!!!!!! نکته مدیریتی : قبل از تقلید از دیگران منابع خود را به دقت ارزیابی کنید...

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥
♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥

روزی، وقتی هیزم شكنی مشغول قطع كردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود ، تبرش افتاد تو رودخونه وقتی در حال گریه كردن بود یه فرشته اومد و ازش پرسید: چرا گریه می كنی؟ هیزم شكن گفت كه تبرم توی رودخونه افتاده. فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت. '' آیا این تبر توست؟ هیزم شكن جواب داد: '' نه " فرشته دوباره به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید كه آیا این تبر توست؟ دوباره، هیزم شكن جواب داد : نه فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسید آیا این تبرتوست؟ جواب داد: آره فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به او داد و هیزم شكن خوشحال روانه خونه شد. یه روز وقتی هیزم شکن داشت با زنش كنار رودخونه راه می رفت زنش افتاد توی آب... (هههههههه )

♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥
♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥

بهش گفتم حقیقت رو بگو تا روشن شم... اما وقتی حقیقت رو گفت کلا خاموش شدم...

♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥
♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥

دیروز را هم دوست دارم... چون طعم آن هر چه که بوده... اگر خوب و شیرین، پر از یادها است... و اگر تلخ و بد، اکنون چندان بر جای نیست... و تنها یک باد گنگ است...

♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥
♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥

لازم است گاهی با خودم رو راست تر از این باشم که هستم...

♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥
♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥

انسان گاهی مجبور است برای راحت کردن خیال دیگران خودش را خوشحال نشان بدهد...

♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥
♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥

... لزومی نداره همانقدر که تو برای من عزیزی، من هم برایت عزیز باشم...

♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥
♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥

شاید... باور هایم باشند...

♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥
♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥

آنها که دوستشان می دارم می توانند دوستم نداشته باشند...

♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥
♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥

هر روز باید تمرین کرد... دل کندن از زندگی را...

nooshin
nooshin
در Im in love

چقدر کم توقع شده ام !!! نه آغوشت را میخواهم ٰ نه یک کلام محبت آمیز. . . نه حتی بودنت را . . . همین که بیایی و از کنارم رد شوی کا[!]ت . . . مرا به آرامش می رساندٰ حتی اصطکاک سایه هایمان

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥
♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥

مامانم واسم انار دون کرد آورد... ... بعدشم اینکه