دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Anonymous

هر روز همان روز را زندگي كن و بدين سان تمامي عمر را به كمال زيسته اي درباره »
Anonymous
مرد - مجرد
امتیاز: 8075

دنبال‌شدگان

(2354 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(445 کاربر)

گروه‌ها

(182 گروه)

بازدید

Anonymous
Anonymous

اجازه خدا ؟ میشه ورقمو بدم ؟ میدونم وقت امتحان تموم نشده! ولی خسته شدم… .

Anonymous
Anonymous

اگه بابابزرگمو احضار کردی سرگرمش کن واسش فال بگیر.... من از پشت حمله میکنم..... @هیــــــــــوا

Anonymous
Anonymous

شتاب مكن كه ابر بر خانه ات ببارد و عشق در تكه ای نان گم شود هرگز نتوان آدمی را به خانه آورد آدمی در سقوط كلمات سقوط می كند و هنگام كه از زمین برخیزد كلمات نارس را به عابران تعارف می كند آدمی را توانایی عشق نیست در عشق می شكند و می میرد.......... احمد رضا احمدی

علیرضاشاعرِاصلاح طلب
علیرضاشاعرِاصلاح طلب

@عاطی سلاااااااااااام.. تولدت مبارکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.... امیدوارم ترین لحظه ها رو تجربه کنی.... ایشالا همممیشه به و تولـلـلـلـلـدت مبــــــا ا ا ا ا ا ا رکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این ارسال را بازنشر کرده است.
هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
توسط موبایل

یه شب خواب خدا رودیدم دوست دارید بخندید ولی دیدمش سالهاپیش

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Anonymous
Anonymous

ما از کنجکاوی درباره‌ی ابر گذشته بودیم ما فقط کنجکاو باران و صدای سنتور بودیم... ما نه عمق را دوست داشتیم نه امید را ما ساکنان خانه را گُم در صدای سنتور دوست داشتیم...

Anonymous
Anonymous

من گل رز دیده ام، نقاب که از چهره بردارد سفید و قرمز است اما چنین گلی بر گونه های معشوقم ندیده ام. عطر هایی هستند با رایحه ی دلپذیر بیشتر از رایحه ای که معشوق من با خود دارد. چشمان معشوقه ام بی شباهت به خورشید است مرجان بسیار قرمز تر از لبان اوست.

ال ناز
ال ناز

وقتی هیچ زنی نیست .. ! / نمی شود ... / نمی شود ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Anonymous
Anonymous

شکوه ِ دنیا همچون دایره ای بر روی آب است که هر زمان بر پهنای خود می افزاید و در منتهای بزرگی هیچ می شود.

Anonymous
Anonymous

نگاه کن، کوه‌ها آسمانِ بلند را می‌بوسند و موج‌ها همدیگر را در آغوش می‌گیرند خواهر-گل اگر از برادرش اکراه کند بخشیده نمی‌شود و آفتاب زمین را در آغوش می‌گیرد و پرتوهای ماه دریا را می‌بوسند چیست ارزشِ این کارِ دل‌انگیز اگر تو بر من بوسه نزنی؟ پرسی بیش شلی

Anonymous
Anonymous

سلام به تو ای هموطن....

yedokhtare 웃
255560_148978058573665_424320559_n.jpg yedokhtare 웃

تموم دلخوشیم بود .... تنهام گذاشت چقدر زود .... ازین زندگی سبرم

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
رها
th (83).jpg رها

را کن و از این هوای مطبوع ِ لذت ببر.. خوشبختانه ، ارث ِ هیچکس نیست..!

این ارسال را بازنشر کرده است.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Anonymous

ای خوشا خاطر ز نور علم مشحون داشتن تیرگیها را ازین اقلیم بیرون داشتن همچو موسی بودن از نور تجلی تابناک گفتگوها با خدا در کوه و هامون داشتن پاک کردن خویش را ز آلودگیهای زمین خانه چون خورشید در اقطار گردون داشتن عقل را بازارگان کردن ببازار وجود نفس را بردن برین بازار و مغبون داشتن بی حضور کیمیا، از هر مسی زر ساختن بی وجود گوهر و زر، گنج قارون داشتن گشتن اندر کان معنی گوهری عالمفروز هر زمانی پرتو و تابی دگرگون داشتن عقل و علم و هوش را بایکدیگر آمیختن جان و دل را زنده زین جانبخش معجون داشتن چون نهالی تازه، در پاداش رنج باغبان شاخه‌های خرد خویش از بار، وارون داشتن هر کجا دیوست، آنجا نور یزدانی شدن هر کجا مار است، آنجا حکم افسون داشتن

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Anonymous

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم در میــان لاله و گـــل آشیـــانـــی داشتم گــرد آن شمع طرب می سوختـم پروانه وار پــای آن ســـرو روان اشـــک روانـــی داشتــم آتشـم بر جــان ولی از شکــوه لب خاموش بود عشــق را از اشــک حســرت ترجمــانی داشتــم چــون سرشک از شــوق بــودم خاکــبوس در گــهی چون غبار از شکر سر بر آستانی داشتم در خــزان با ســـرو و نسرینم بهاری تازه بود در زمیــن با مــاه و پرویــن آسمــانی داشتــم درد بــی عشقــي زجانــم بـرده طاقت ورنه من داشــتــــــم آرام تــا آرام جــــانـــــی داشــــتـــــم بلبــل طبعــم «رهی» باشـــد زتنهـــایی خمــــوش نـغــمـــه‌هــا بـــودی مــــرا تـــا هــم زبانـــی داشتــــم