Anonymous
اجازه خدا ؟ میشه ورقمو بدم ؟ میدونم وقت امتحان تموم نشده! ولی خسته شدم… .
Anonymous
♦ زنها مثل اطو هستند هم مصرفشان بالا است هم زود داغ می كنند البته بدون بخارش هم بدرد نمیخورد. ♦ زن ها مثل پیاز هستند ظاهر سفید و ظریفی دارند اما باطنشان اشك آدم رو در میآورد. ♦ زنها مثل سكوت هستند با كوچكترین حرفی می شكنند. ♦ زنها مثل چراغ راهنمایی هستند هر چقدر هم با آنها حرف بزنی باز هم مرتب رنگ عوض می كنند. ♦ زنها مثل تخت خوابگاه هستند نو و تازه هایشان كمیابند و كهنه هایش هم سرو صدا زیاد می كنند. ♦ زن ها مثل الكل هستند دیر بجنبی همه شان می پرند. ♦ زنها مثل ظرف سفالی هستند بدون رنگ و لعاب جلوه ای ندارند. ♦ زنها مثل كامپیوتر هستند یك بار خودش را میگیری و یك عمر لوازم جانبی آنرا. ♦ زنها مثل كیك خامه ای هستند با نگاه اول آب از لب و لوچه آدم آویزان میشود اما كمی بعد دل آدم را میزند. ♦ زنها مثل بچه ها هستند تا وقتی كه ساكتند خوبند
Anonymous
باد پرده ها را آرام تکان میدهد و ما بچه های خوش باور لب ریز از اضطراب و امید! زوایای نیمه روشن را به هم نشان میدهیم
Anonymous
بهزیستی نوشته بود: شیر مادر ،مهر مادر ،جانشین ندارد شیر مادر نخورده،مهر مادر پرداخت شد پدر یک گاو خرید و من بزرگ شدم اما هیچ کس حقیقت مرا نشناخت جز معلم عزیز ریاضی ام که همیشه میگفت: گوساله ، بتمرگ!
Anonymous
من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم ! دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم ! قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم ! عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم ! کودکان را دوست دارم ولی از آئینه می ترسم ! سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم ! من روز را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم! من می ترسم... "حسین پناهی"
Anonymous
در تاکسی یا بسته نمیشه یا جوری بسته میشه که راننده تاکسی یه سفر ماه عسل با عمه مون میره و بر میگرده !
Anonymous
یعنی اونایی که به بالا رفتن نمره شون بعد از اعتراض نمرات امید دارن همونایی هستن که نصف شب بالا پشت بوم دنبال آرم پپسی میگشتن......
Anonymous
خدایا میشه ما رو امتحان کنی ببینی جنبه پولدار شدنو داریم یا نه ؟ به نظرم داریما !!
Anonymous
خانوم شما چقد زشتی = خفه شو کثافت! - خانوم شما چقد خوشگلی = خفه شو آشغال عوضی کثافت! خو پس چى بگيم؟
Anonymous
اولین مساله ای که ذهن آدم رو در مواجهه با دمپایی خیس دشویی درگیر میکنه اینه که آیا توش آب ریختن یا جیش؟
Anonymous
زیر یه داستان کامنت گزاشتم : آخی ... دو نفر لایک کردن ، یکی هم گفته آخی چه احساسات لطیفی داری ... خدایی چی بگم الان من ؟ بخندم ؟ یا بگم ممنون که احساسمو درک کردی ؟! خوبه کسی نگفته زیبا بود با اجازت شر کردم ! خدایی نمیدونم چی بگم !