Anonymous
اجازه خدا ؟ میشه ورقمو بدم ؟ میدونم وقت امتحان تموم نشده! ولی خسته شدم… .
Anonymous
هرگز فراموش نخواهم کرد که براي داشتن تو، دلي را به دريا زدم که از آب، واهمه داشت.....
Anonymous
مرز عشق این روزا شباهت زیادی به آدامس داره:
اول شیرین..بعد دوستداشتنی..سپس تکراری و خسته کننده و در آخر دور انداختنی!!
Anonymous
امروز به آنهایی می اندیشم که روی شانه هایم گریه کردند...اما نوبت من که شد دیگر نبودند...!!!
Anonymous
مرد زندانی میخندید. شاید به زندانی بودن خویش, شاید هم به آزاد بودن ما. راستی زندان کدام سوی میله هاست؟؟؟
Anonymous
شايد روزي دوباره در گذر زمان به يكديگر برسيم ....انگاه من اشتباه گذشته را تكرار نخواهم كرد تو را از دست ميدهم اما غرور را نه!
Anonymous
دلم با تو بود تو ولی سرد شدی آنقدر سرد که به ناچار گرمایم را به تو بخشیدم و تو به من تهمت سرد شدن زدی
Anonymous
هر روز تكراريست; صبح هم ماجرای ساده ایست گنجشکها بی خودی شلوغش می کنند....
Anonymous
خدایا اون دنیا اگه خواستی گناهای یواشکی مون رو نشون بدی, گریه های یواشکی مون رو هم نشون بده...!
Anonymous
به جان چشمانت !! اینبار آنچنان رفتنی ام ... که ، کاسه های آب را هم قسم دهی نه آن روزها باز میگردند و نه من...!
Anonymous
فکرش را هم نميکردم روزي سيگار بکشم حالا… سالهاست که سيگار مرا ميکشد چاي… مرا ميريزد آينه… سراغ دندان هايم را ميگيرد حال ريه ام را مي پرسد من… به ناچار با موهايم ور ميروم…!!
Anonymous
گاهی فقط یک تشابه اسم برای چند لحظه باعث میشه دقیقا احساس کنی که قلب داره از تو سینه ات کنده میشه !!
Anonymous
اشکِ زن ، دل را مـی سـوزانـــد ولــی اشکِ مــــرد ، کـــوه را آب مــی کنــــد...!!
Anonymous
خدايا دلم را كسانى ميشكنند كه هرگز راضى به شكستن دلشان نبودم از آدمهايت نميگذرم از دل سنگشان از جنبه نداشتنشان از همه خوبى هايى كه دلشان را زد خدايا از خودم هم نميگذرم حق من اين همه مهربان بودن و احساس داشتن نبود حق من اين همه تنهايى نبود خدايا من به آدمهايت بد نبودم اما بد كردن آنها رو به تو واگذار میکنم.....!