ارســـــلانـــــ
گاهی میشنوی . گاهی میگی / گاهی میزنی . گاهی میخوری / گاهی حق داری . گاهی حق دارن / اما این وسط مهم این ِکه چه کسی پلهای پشت سر رو خراب میکنه ...
گـلـپــری
ديگه ن از بوى سحري خبريه، ن از صداي دعاي سحر ، ن از مهموني خدا روى زمين
ارســـــلانـــــ
اگر با من همراه می شوی کفشهایت را همین جا؛ جا بگذار / من دیگر به هیچ کفشی اطمینان ندارم ... وسوسه ی رفتن دارند...
اندکی صبر سحر نزدیک است
12 سال و 10 ماه و 18 روز و 10 ساعت و 33 دقيقه قبلاوه اوه سحر شد ....
پل های پشت سر رو کی خراب کرد؟
12 سال و 10 ماه و 17 روز و 15 ساعت و 7 دقيقه قبلنمیدونم
12 سال و 10 ماه و 17 روز و 15 ساعت و 4 دقيقه قبل