دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ارســـــلانـــــ

من همون هویجم ک بعد ِ آب شدن ِ آدمک ِ برفی گیج ِ زندگی ِ خیســَــــــم !! درباره »
ارســـــلانـــــ
مرد - مجرد
امتیاز: 3999

دنبال‌شدگان

(340 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(352 کاربر)

گروه‌ها

(124 گروه)

بازدید

ارســـــلانـــــ
ارســـــلانـــــ

گاهی میشنوی . گاهی میگی / گاهی میزنی . گاهی میخوری / گاهی حق داری . گاهی حق دارن / اما این وسط مهم این ِکه چه کسی پلهای پشت سر رو خراب میکنه ...

Ehsan Rad
Ehsan Rad

خوبــم یه سوالی داشتم : بنظـــرتون کسی که با بیستو خورده ای سال میگه : " من بابام هنوز میکشه، مامانم بزرگم کرده که همه بکشن ، همسر آیندم انقــد میکشه که به خودم ثابت شه" شما چه برداشتی از شخصیت این فرد داریـــد ؟!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
khatere
khatere

نمیدونم من جواب کدوم نوازشو با بدی دادم...

ارســـــلانـــــ
ارســـــلانـــــ

پــُــرَم از احـساس ِ . .

ارســـــلانـــــ
ارســـــلانـــــ

داغ ِ عشـق ِ هیچکسـی مثـل ِ اون کـه پـَـس میـزنـدت نیسـت

ارســـــلانـــــ
ارســـــلانـــــ

دارم از یـاد ِ تـــو میـرم .

ارســـــلانـــــ
ارســـــلانـــــ

تـن ِ مـن کـویــر ِ / تنـت مثـل ِ تگــرگـــه .

ارســـــلانـــــ
ارســـــلانـــــ

چِـشـایِ مـَن خـواب ِ چشـاتـــُ دیــــدهـــ

ارســـــلانـــــ
ارســـــلانـــــ
در ابی

بگـو ای یـار بگـو کـه دلـــم تنــگ شـدهـ /

این ارسال را بازنشر کرده است.
گمنام
گمنام

....... ........ حق نگهدار

گلمنگلی ❣
گلمنگلی ❣

یکی زنگ زده خونمون مامان میگه کی معرفیمون کرده؟ میگه دوستِ داداشم 1)ایا این پسر دوست دختر داره؟ 2) من کی دوست پسر داشتم؟؟ الان واقن همه دارن به این دو گزینه فکر میکنن (خار شور انق سوتی؟)

دریا  دلدار
دریا دلدار
در سلام

سلام شبتون پر نور به نور# قران باد

ارســـــلانـــــ
ارســـــلانـــــ

بـه قلبـم گفتـم خـراب ِ رفاقت نشـو / تپیـد ُ گفت یـادش مـرا جـاویـد / شبتون خـوش

صــادق هستم SG
صــادق هستم SG

یه روز در یه هوایِ کاملا آفتابی ورزش داشتیم .. دبیرمون به دفتر سپرده بود که دیرمیام .. به ما گفتن برین بیرون تا بیاد ... ما هم اصولا وقتی دوره همیم نمیتونیم آروم بشینیم ... یه سطلِ خالی همونجایی بود که نشستیم .. آروم از جمع خارج شدم و برداشتم سطلُ پراز آب کردم و آوردم همشُ ریختم رو سرِ صدف ... اون اینجوری شده بود در لحظه ی اول بعد کِ دید من بودم دنبالم کرد و هی جیغ و داد میکرد .. آخرش که منُ گرفت برد تو دسشویی شیلنگِ دسشویی رو گرفت تو سرم هردو عینِ موشِ آب کشیده بودیم ... بعد که دبیر اومد گفت ای چه وضشه و چرا اینجوری کردین ... صدف گفت خانوم بارون اومده بود آخه و کاملا جدی بود تو این حرفش ینـــی اوم موقه همـــه پخخخخخخششششششش بودن تا آخر زنگ با کاردک و بیل همه رو جَم کردیم

این ارسال را بازنشر کرده است.
صــادق هستم SG
صــادق هستم SG

یه دفه هـــَم رفته بودیم پارک خانواده (یکی از پارکای دزفول) برا طراحـــی .. جدایِ دبیر طراحی، معاونمونم اومده بود .. تو راه که هر دفه داشتیم شلوف میکردیم به یه نحوی ساکتمون میکردن .. . اینش به کنار رسیدیم اونجا معاون گفت من شما بچه های دوم گرافیک رو خوب میشناسم یه مشت دختر فوضول (وحشی) و ناجورین درست رفتار کنین کاری نکنین دیگه برا طراحی بیرون نیاریمتون ... ما هم مثلا گفتیم چشم ... داخل که رفتیم نیم ساعت اول مثِ آدم طراحی بود بعد دبیرمو گفت پاشین استراحت کنین ما هم از خدا خواسته مثِ وحشیا هرطرفی میرفتیم بعد یه رب ما تو زمین بسکتبال رفته بودیم معاون اومده بود جــَمِمون کنه .. من و صدف و سرور سه تایی رفتیم اونورِ زمین که نبینه مارو بعد من گفتم بچه ها بیاین از رو این حفاظا بالا بریم فرار کنیم اوناهم که پایه خلاصه رفتیم و جلو بوفه ها نشستیم باخیالِ راحت داشتیم آلوچه میخوردیم که یهو معاون اومد و گفت چشمم روشن که اینجایین ما ینــــی هر 3تامون این شکلی بودیم از اونورم مرضیه داشت فُشمون میداد که چرا منُ با خودتون نبردین

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
yosra
yosra
توسط موبایل

دلماي ک ضعف ميرود تاوان لحظه هايست ک با غذا نون نميخوريم.!