دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عاطفه..!

عشق یعنی یک پلاک.... درباره »
عاطفه..!
زن - مجرد
امتیاز: 7686

دنبال‌شدگان

(1576 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(985 کاربر)

گروه‌ها

(303 گروه)

بازدید

عاطفه..!
عاطفه..!
در رو مخ ..

اینــایی که فکر میکنن همه جز خودشون بیشعورن! دائم َم دوست دارن بقیه رو به هر نحوی به بیشعوری متهم کنن!

عاطفه..!
عاطفه..!

این بستنی های رنگی رنگی (: با سامان اینارو تو 5 دقیقه تموم کردیم،تازه نقاشی ِ پُست مدرن َم باهاش کشیدیم

این ارسال را بازنشر کرده است.
مـــهسا
مـــهسا

راستی @عاطفه..! امروز دقیقا ساعت ِ 10 بیدار شدم واسه برنامه مادرت... خیلی دوست داشتم... از این به بعد یکشنبه 10بیدار میشم : ) در ضمن خیلیم شبیهین

این ارسال را بازنشر کرده است.
عاطفه..!
عاطفه..!

آقا قضیه چیه آواتار چندتا از بچه ها آنانیموس شده؟

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
♥۩۩ Fatemeh ۩۩♥
♥۩۩ Fatemeh ۩۩♥

عاطفه یادتِ شب نیمه شعبان گفتی عیدیت رو هر سال از آقا میگیری به منم یاد دادی؟؟ منم امسال دو تا عیدیمو گرفتم ، همون ها که شب نیمه شعبان خواسته بودم @عاطفه..!

این ارسال را بازنشر کرده است.
عاطفه..!
عاطفه..!
در ابی

الان دیگه وقت آلبوم ِ جدید بیرون دادن ِ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
الـ ـ ـ هـه
الـ ـ ـ هـه

@عاطفه..! ازت ممنون به خاطر این گروه خوبی که ساختی..من تا حالا توش پست نذاشتم ولی دفترم پرِاز نامه هام برای بابا...

این ارسال را بازنشر کرده است.
عاطفه..!
عاطفه..!
در دوره

مرسی واسه همه ی این سالها... به هر حال به دور از هر نقد ِ بجا و یا بیجا،عمرت ُ گذاشتی،خسته نباشی مــرد!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
^`~اقاقیا( پاییز) ~`^
^`~اقاقیا( پاییز) ~`^

@عاطفه..! بیا با دوست من دوست شو..شب اول یکی از دوستام اومد قرآن نداشت رفت داخل تکیه گلزار شهدا از کتابخونش قرآن ورداشت تا آخر مراسم متوجه شد کتاب تزکیه نفس رو سرش بود نه قرآنشب دوم من و دوستم تو سبزه ها نشسته بودیم که دیدیم باز خانوم اومد کنارمون لبخند زد سریع رفت..تا پایان مراسم دیدیم شاکی داره میاد..این دوستم که متاهل بود قرآن سر عقدشُ با جلد آورده بود..خانوم شاهکار که دکترم تشریف دارن شب دوم جلد(باکس) قرآنُ روسرش گرفته بود

این ارسال را بازنشر کرده است.
عاطفه..!
عاطفه..!

اولین بار ِ عکس میگیریم میمونه توی گوشی ِ اون،دارم از فضولی میـــمیرم ببینم توی عکسای امروز چجوری شدم با موهای جدید

این ارسال را بازنشر کرده است.
فرشته
فرشته

انقد دوس دارم قبل اینکه@Atefehhh دیدگاشو ببنده بدیدگاهم که حد نداره

این ارسال را بازنشر کرده است.
عاطفه..!
عاطفه..!
در دوره

حرفی از عقل ِ بد اندیش به یک مست زدند...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
عاطفه..!
عاطفه..!
در دوره

خسته از منظره ی خسته ی تهران در دود...

این ارسال را بازنشر کرده است.
عاطفه..!
عاطفه..!

دیروز با سامان رفته بودیم بیرون خرید و افطار... بعد تمام مدت من داشتم از پا درد میمردم و فکر میکردم کفشم جنسش خوب نیست و انداختن بهم و اینا... بعد خلاصه اومدم خونه انگشتم بیحس شده بود از درد! کفشمام ُ داشتم درمیاوردم واسه مامان تعریف میکردم که پام درد میکنه و... یه دفعه گفت عاطـــــی؟؟؟ کفشات ُ برعکس پوشیدی

این ارسال را بازنشر کرده است.
عاطفه..!
عاطفه..!
در خاطرات

بعدش یه حرکت ِ شایسته زرشک طلایی ای که زدم این بود که دیرم شده بود واسه احیا زود حاضر شدم کیفم ُ برداشتم از کتابخونه قرآن کوچیک ُ برداشتم و رفتم اونجا،موقع قرآن سر گرفتن که شد درش آوردم دیدم به جای قرآن دیوان بابا طاهر ِ عریان ورداشتم آوردم از حیث ِ شباهت

این ارسال را بازنشر کرده است.
مارچلو
مارچلو

@عاطفه..! سلام سمت چپی از خوندم اغلب پستات لذت میبرم اما اما ....... اولا دیدگاهو نبند در ثانی خدا ازت نگذره که از دیدگاه باز میگذری ثالثا جواب اون مرده که برو درست کن، نابودم کرد ...... رابعا دیدگاه تو که خواستی کنی بیشتر منو فانی کرد ....... خامسا (دیدگاه ) قوم و خویشا ، نمیدونی بدون، با این قوم و خویشا رو مخش

این ارسال را بازنشر کرده است.