نه سميرا خانوم ... اين طوري ني ... قبلا كه وقت مي كردم و ميومدم اينجا بيشتر بچه ها باهام دوس بودن و كلي خطاب و پيام داشتم ولي الان كه كمتر ميام كم كم از ياد دوستان محو شدم ... الان خود شما منو به ياد دارين؟
نگران خودمم که چجوری "بی تو" بمونم... دوری و ندیدن تو کار من نیست "نمیتونم" نگران لحظه هامم که منو "بی تو" نمیخوان نگران دستایی که تو نباشی.... "خیلی تنهان" *** انقدر دوست دارم که...... "نگران خودمم" اما باز جونمو میدم...... "واسه باتو بودنم "

13 سال و 4 ماه و 26 روز و 2 ساعت و 4 دقيقه قبللعنتی
13 سال و 4 ماه و 26 روز و 1 ساعت و 58 دقيقه قبل
13 سال و 4 ماه و 8 روز و 12 ساعت و 30 دقيقه قبل