بهروز
کم کم دیگه باید رفت وقتی نمونده فقط از دو سال 56 روز مونده
بهروز
يك نفر براي يك نفر دلش گرفته است از غروب جمعه بيشتر دلش گرفته است يك نفر شبيه آب، يك نفر شبيه خاك خاك تشنه،سوخته،پكر،دلش گرفته است يك نفر شبيه قاصدك هميشه در سفر يك نفر هميشه بي خبر دلش گرفته است يك نفر به عمق چشمش اشك خيمه مي زند مثل بغض ابر آنقدر دلش گرفته است كه آسمان براي چشم هاي غصه دار او مثل هر غروب ، هر سحر ، دلش گرفته است آسمان! به آفتاب مهربان من بگو گاه گاه ، بي بهانه ، گر دلش گرفته است يك نفر شبيه ابر بي حضور آفتاب باز از هميشه بيشتر دلش گرفته است او مي دود و كوچه كوچه داد مي زند
بهروز
با آن که گلوله اش تنم را بوسید خون زد شتک و پیرهنم را بوسید آن قدر گلوله بر تن خصم زدم تا خم شد و خاک وطنم را بوسید
بهروز
خدايا !! دردها از اون بالا کوچیک ديده می شن انگار بيا مشکلات رو ؛ رو در رو حل کنيم!!!
بهروز
کنون بخواهمت که چه بشود!! ان روزها که مشترک مورد نظر بودی.... هیچوقت در دسترس نبودی!!!!! چه برسد الان..... که نه مشترکی... نه موردنظر.....
بهروز
بعضی ها چقدر مهربانند ، ديدند کفش ندارم برايم پاپوش درست کردند !!!
بهروز
دلمـ تنگـ شده برایتــ امـا نمـے شود برایتــ بگویمـ ازاین دلتنگے..... دلتنگے را نشانتــ مے دهمـ بااین نوشتـه جایے مے گذارمـ کـه شایـد یک روز ازآن گذرکنے و بخوانے و کاش بدانے که مخاطبـ من توبوده اے.....@maryam-687
بهروز
لعنتی اگه به من رحم نمیکنی.... به دکمه های کیبوردم رحم کن... پیر شدنداز بس ازتونوشتند....
بهروز
خدایـــا اگر ایـن روزهــا حرفهـــایم بوی ناشـــکری می دهنــد ... تـــو بـه حســـاب دلتنگی بگـــذار...
بهروز
آدما مثل عكس هستن ؛ زيادی كه بزرگشون كنی ، كيفيتشون مياد پايين !!!
بهروز
امروز پدری دخترش را برای نان فروخت... امروز دختر 10 ساله ای مادر شد... امروز دختری در ماشین شیشه دودی با پسری همخواب شد... امروز پدری خشم بیرون را بر پشت همسر پریودش خالی كرد... امروز دختری در التماس چشمانش در چهار دیوار زن شد... امروز مادری در مقابل پسر سه ساله اش با مردی همخواب شد. امروز عشق دختر باكره را با اسكناس سبز سنجیدند... امروز دلم برای امروزم گرفت... نمیدانم دنیای شما كثیف است یا چشمان فاحشهء من؟