بهروز
باید به بعضی ها گفت : ناراحت چی هستی؟
دنیا که به آخر نرسیده ، من نشد ، یکی دیگه ! تو که عادت داری . . .
بهروز
چقدر احمقانه است از یک قهوه ی تلخ انتظار فال شیرین داشتن..
بهروز
مثل همیشه چشمانم تورا بادیگری دیدند ومن طبق معمول بستمشان وگفتم اشتباه می کنید اوفقط بامن# قدم میزند..
بهروز
چقدر دلتنگ اون روزام ،که چشات واسم ابری شه... یه وقتایی مشخص نیست حواست پرت کی میشه... یه وقتایی مشخص نیست که پشت گریه هات کی هست... تو چشمات خیره شد تو که چشماتو رو من می بست... بگو سهم کی دستات که سهم من رو ازت کم کرد تو از بس سر به هوا بودی....
بهروز
معلم پسرک راصدا زد تاانشایش را باموضوع علم بهتراست یاثروت رابخواند، پسرک باصدای لرزان گفت: ننوشته ام،معلم باخط کش چوبی پسرک راتنبیه کرد پسرک درحالی ک دستهای قرمز وباد کرده اش را بهم میمالید زیرلب گفت:آری ثروت بهتراست چون اگر داشتم دفتری میخریدم وانشایم را مینوشتم..
بهروز
“گوسفندانی” بودیم.. آمدند “خرمان” کنند… “گرگ” شدیم….!!!
بهروز
مرا بسپار در يادت.. به وقت بارش باران.، نگاهت گر به آن بالاست.. و در رقص دعا.. قلبت مثال بيد ميلرزد.. دعايم كن. . دعايم كن. . كه من محتاجه محتاجم.
بهروز
چه تناقض تلخی شده ام ........ دلم شور میزند اما دستانم نمک ندارند..!!!؟؟
بهروز
خدایا بفرست عجل برام یا دستامو بگیر تا از لجن در آم...!
بهروز
خوشبحال آسمان! وقتي دلش مي گيرد... هاي هاي گريه ميكند! و مي داند دلتنگي اش زود پايان مي پذيرد! خورشيد، مرحم زخمهايش طلوع خواهد كرد... اما من...
بهروز
21 روز دیگه به تولدم مونده
بهروز
رام شو احساس من بیا و کمی در طاقچه نبودن هوایی بخور چایی بنوش و یک سقوط آزاد تا یک حادثه ی ناب که مهمانی دو نفره تو هم از راه خواهد رسید....