بهروز
خدایا دستان تو که با من باشد دیگر هیچ کس مرا دست کم نمیگیرد
بهروز
گر میشد کف دست هرکسی یه چیزی بنویسی که هیچ وقت پاک نشه کف دستم چی مینوشتی؟
بهروز
عــطر ِ تَنت روی ِ پــیراهنـم مــانده .. امــروز بـویــیدَمَش عمــیق ِ عمــیق ِ! و با هـر نـفس بـغــضم را سـنگین تر کردم! و به یــاد آوردم که دیـگر ، تـنـت سـهم ِ دیگری ست .. و غمــت سـهم ِ مــن!
بهروز
من مورچه ای را مسخره می کردم که سال ها عاشق یک تفاله چایی بود ... خودم را فراموش کردم که زمانی عاشق آشغالی بودم که فکر می کردم آدم است ...
بهروز
1 کاربر به شما تلنگر زده است.
بهروز
همین خنده های ساده ی توست وقتی با تمام غصه هایت میخندی تا از تمام غصه هایم رها شوم وقتی که می خندی دنیا به احترام خنده ات سکوت می کند آسمان آبی تر می شود و لحظه هایم بی نهایت بار تکرار می شود تو که می خندی ، بهترین لحظه ها هم ناچیزند...
بهروز
مقابل خودمم بس که منحنی شده ام ...! من شنیدنی امروز دیدنی شده ام... منی که با همه تردید باورم شده بود ... خلاف شاعریم آدم آهنی شده ام
بهروز
رویای دست هایت را بر پوستم می کشم.شاید پرواز یعنی این ... هی صبورا! بی تو بودن چه اتهام بزرگی است.وقتی آخرین قطار برمی گردد......
بهروز
عشق واقعی وقتی که دختر به سادگی چشماشو میبنده و اجازه بوسیدن میده اما پسره پیشانیه دختر را میبوسه ...
بهروز
چــرا نمیـــدونی بعضــــــــی وقتـا معنی حرفام خـــــداحافـــــظی نیست ؟! حرفام یعنـــــــی : نــــذار برم ! یعنـــــــی بیا تا، سفــــت بغلـــــت کـــنم ســـــرتو بچـــــسبـــونم به سینــــه م و بگــــــم : خدافــــظ و زهــــر مـــار . . ! ... بیخــــــود کــــردی میگی خدافـــــظ ! مگــه میـــذارم بــــریییی ؟ ! مـــگه الکیـــه . . ! (تو عشق منی... مهم نیست قبلا با کی بودم، برا کی بودم. حالا دیگه زندگیم تویی، همه ی وجودم مال تو . . .)
بهروز
نتمون هم قاطی کرده نه به اون دم ظهری که مثل فرفره کار میکرد نه به الان که یه صفحه رو هم وا نمیکنه