بهروز
شبها که تو در خواب عمیق هستی،من به تو خیانت میکنم...من و خیال تو به جاهای دور می رویم و با هم آرام میگیریم.
بهروز
هنوز دست و پایم را گم می کنم....مثل روزهای اول آشنایی مان!
بهروز
تو مرا یک موجود سیاه می بینی و من تورا یک فرشته سفید. جای شکرش باقیست،هیچ کدام یک دیگر را خاکستری نمی بینیم. از خاکستری خوشم نمی آید،تکلیفش معلوم نیست،دو رنگ است،خالص نیست!!
بهروز
تو پادشاهی کن،من از قلمروی تو دفاع میکنم،هیچ کس مرا فتح نخواهد کرد.
بهروز
افسوس هرچه کردم مردم بفهمند فقط خندیدند...!!!
بهروز
بـهت اعتـمآد کـ ـرده بـودم گـ ـفتم آنچـه کـه نبآید مـ ـیگفتـم را کاش قـ ـدری از ....، معـ ـرفت، ارث مـ ـی بردی بعضـی چیـ ـزهآ رآ بایـ ـد در خودت چـآل کنی!
بهروز
مخــــدر نگاهَتـــــ کـــــه دَر چــــــای عشـــــق حَــــل شــــــد معتـــــاد تــــــو شــــدَم … حـــــالاکـــه گـــــاه و بی گــــــاه خشخـــــاش می چینَــــد دلَــــم دیگَــــر تَــــزریــق خیــــالَتــــ هَــم تسکیــــن نمی دَهَــــد درد نبــــودنَتــــــ آخَـــــر مَــــرا می کشَــــد این خمــــاری “تــو”
بهروز
یه روزی یکی بود یکی نبود نه اشتباه گفتم یه روزی همه بودن و یکی نبود به نظرم اون روز رو همه تجربه کردن چه روزی؟ باشه صبر کن یه کم دندون رو جیگر بزار بگم؟ دارم میگم اون روزی که اصالا چرا من بگم خودت بگو.....
بهروز
سلامتیه اونایی که,این روزها...نه برای کسی،نه برای عشقی؛نه برای جایی،نه برای چیزی...!بلکه دلشون برای خودشون تنگ شده...برای خود خودشون...
بهروز
اینجا دنیایی است که وقتی از ته قلب عاشق میشوی ،وقتی از عشقت مردانه بی توقعی،متهمت می کنند به تمارض درعشق ،به احساس بزرگت برچسب بچگی میزنند . . . خیال میکنند اتفاق عشق ساده بود ،دست خودت بود..که حالا تو را به فراموشی سفارش میکنند. . تمام فصل،فصلِ کتاب دلباختنت را به نقد یک طرفه می نشینند. . اگر میشد برایت دوخت ودوزش هم میکردند. . . آه. . .اینجا دنیاییست که دیگر در اتفاق عشق کسی سراغ عطر گل سرخ نمی رود. .کسی به تو عطر نارنج و بوی سیب سرخ تعارف نمیکند که هیچ در چشمانت نگاه میکنند و مدل داشته هایشان را به رخ تو میکشند.. از آمار وارقام دوست داشته شدنهای مادیشان حرف میزنند.. نمیدانستم. . .یادم نبود اینجا زمین است...نه آسمان....بهتر است برگردم....خدایا آغوشت را به من قرض میدهی ؟؟
بهروز
اینجا دنیایی است که وقتی از ته قلب عاشق میشوی ،وقتی از عشقت مردانه بی توقعی،متهمت می کنند به تمارض درعشق ،به احساس بزرگت برچسب بچگی میزنند . . . خیال میکنند اتفاق عشق ساده بود ،دست خودت بود..که حالا تو را به فراموشی سفارش میکنند. . تمام فصل،فصلِ کتاب دلباختنت را به نقد یک طرفه می نشینند. . اگر میشد برایت دوخت ودوزش هم میکردند. . . آه. . .اینجا دنیاییست که دیگر در اتفاق عشق کسی سراغ عطر گل سرخ نمی رود. .کسی به تو عطر نارنج و بوی سیب سرخ تعارف نمیکند که هیچ در چشمانت نگاه میکنند و مدل داشته هایشان را به رخ تو میکشند.. از آمار وارقام دوست داشته شدنهای مادیشان حرف میزنند.. نمیدانستم. . .یادم نبود اینجا زمین است...نه آسمان....بهتر است برگردم....خدایا آغوشت را به من قرض میدهی ؟؟
بهروز
ادبیات "عشق" جذابترین کلمه آشنایی، متین ترین کلمه دوستی، آرام بخش ترین کلمه محبت، پاکترین کلمه وجدان، تلخ ترین کلمه تنهایی، زشت ترین کلمه خیانت و سخت ترین کلمه جدایی...