بهروز
گفت:انقدر سيگار نکش ميميرى گفتم:اگه نکشم ميميرم گفت:اگه بکشى با درد ميميرى گفتم:اگه نکشم از درد ميميرم گفت:دود سيگار جلوى درد رو نميگيره گفتم:هواى صاف هم جلوى مرگ رو نميگيره يکم نگام کرد و گفت:بکش.....
بهروز
راستش را بگو در زندگی قبلیت یک لیوان شیر نسکافه ی داغ نبودی؟ تلخ ِ شیرین گرم و خواستنی و به شدت آرام بخش....
بهروز
دیگر نمیدانم چه بگوییم و چه چیزی را به توصیف بکشانم. انگار تمام کلمات ته گرفتند و چیزی برای گفتن باقی نمانده است. انگار چشمانم را بسته ام و دیگر نظاره گر هیچ چیزی نیستم و گویی کاملا نسبت به اطرافم بی تفاوت شده ام و احساسی برای ابراز نمی بینم. مثل اینکه سازهایم برای رقصیدن از بین رفته اند. ممکن است دلیلش این باشد: زندگی آنطور که بخواهد پیش می رود حتی اگر من نخواهم...
بهروز
وقتی خداوند آدم و حوا را خلق کرد بهشون گفت: دو هدیه پیشتر برام نمونده ... "اولی هنر جیش کردن ایستاده است...." !!! آدم نذاشت حرف خداوند تموم بشه و فریادزد : برای من !برای من !! برای من!!! خواهش میکنم پروردگارا این هدیه را بدهبه من، زندگی منو خیلی آسون میکنی...خواهش میکنم ....خواهش میکنم !!!! بده به من !!!! حوا سرش را تکون داد به معنای رضایت و گفت برای من مهم نیست!!! به این صورت خداوند این هدیه را داد به آدم و آدم شروع کرد به فریاد خوش حالی ..!!! آدم شروع کرد به دویدن در باغ... و جیش کردن کنار هر درختی و درختچه ...رفت به طرفه ساحل و شروع کرد به نقشی کردن روی ماسه با ادرارش ... خداوند و حوا خیره به آدم نگاه میکردند که از شادی در پوستش نمیگنجید. حوا از خداوند پرسید: پروردگارا دومین کادو چیست؟؟؟؟ خداوند فرمود : عقل دخترم !!! عقل !!! اون مال تو است !!!!
بهروز
در جواب به کسانی که وقتی دستتو می کنی تو دماغت میگن : “داری شماره ی فلانی رو می گیری ؟” باید سریع دستتو دربیاری و بگی “بیا با تو کار داره”
بهروز
ماهواره ممنوعـه، اینترنت...ساکس قطعه، شراب حرامـه، دوستی با جنس مخالف گناهـه، ... ... امنیت خياله؛ عشق نايابه، خیانت رواجه، دروغ نقل و نباته؛ آینده سیاهه و هوا هم که آلوده ..... خوب پاشیم بریم اون دنیا دیگه! اینجا که خبری نیست شاید اونور یه خبرایی باشه
بهروز
وقتی یه دختر به خاطر یه پسر اشک میریزه .... يعني واقعن عاشقشه . . . اما .... . . . وقتی یه پسر به خاطر یه دختر اشک بریزه . . . . . یعنی هیچ وقت دیگه نمیتونه دختر دیگه ای رو مثل اون دوست داشته باشه !
بهروز
وقتـــــــــی آدم یک نفر را دوســـــــــت داشته باشد بیشتر تنـــــــــهاست. چون نمیتواند به هیچ کس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد. و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق میکند، تنهایی تو کامل میشود...!
بهروز
خورشید را در اغوش گرفته ای پاهایت را به بوسه های دریا سپرده ای مووهایت را به دست نسیم . چه خوش غیرتم من !
بهروز
جای رژ لبش روی لبانم جا میماند،و به این صورت کمال هم نشین در من اثر میکند....
بهروز
دلم که میگیرد سکوت میکنم...حرف هایم را که نفهمید،شاید سکوتم را بفهمد...
بهروز
بیا در آغوشم،میخواهم از جادوی بوسه در شب های مهتابی برایت بگویم....
بهروز
بحث، میوه ی ممنوعه و گناه کبیره نبود...بحث، دیکتاتوری یک خدای تنها بود.