بهروز
یه جایی توی قلبت هست که روزی خونه ی من بود به این زودی نگو دیره به این زوی نگو بدرود
بهروز
هر کس دوست نداره پستمو نخونه من محکومم به نوشتن اما شماها که مجبور نیستید به خوندن!!
بهروز
بزار سر روی شونم گریه سر کن از اون شب گریه های تلخ ِ هق هق بزار باور کنم یه تکیه گاهم برای غربت یه مرد ِ عاشق
بهروز
اگر زنی را نمی خواهید دیگر... یا برایش قصد تهیه زاپاس را دارید! به او مردانه بگویید داستان از چه قرار است... آستانه درد او بالاست! یا میماند یا میرود. هر دو درد دارد.... اینجا زمین است حوا بودن تاوان سنگینی دارد
بهروز
نگه داشتن دوست مثل نگه داشتن اب تو دسته..... فکر میکنی تو دستته... اما وقتی دستتو باز میکنی......... میبینی چیزی ازش نمونده جز خوبی خاطراتش................
بهروز
عقلمُ گم کردمُ هی به حرف دل گوش میکنم خودمو کشتمُ نشد تو رو فراموش بکنم گفتی از پیشت برم گفتی که من مسافرم تکیه به شونه هام نکن من از تو افتاده ترم حالا که با خیال تو من شب و روز همسفرم توی دوراهی موندمو آیا برم آیا نرم!!!!
بهروز
همه نیمکت های پارک دو نفراند...... بیخیال... روی چمن میشینیم.......
بهروز
فضای مجـازی پـراستــــ ازگـرگـــ های هوس بازکه لبـاس آهـوی عاشـق بـه تن میکننـد✌
بهروز
گاهی نمیدانم چه پیامی را بهانه کنم تا از حال آنکه روحم با اوست آگاه شوم این بار که دلتنگی را بهانه کردم , فردا را چه کنم؟
بهروز
به تعظیم مردم این زمانه اعتماد نکن...تعظیم انان همانند خم شدن دوسر کمان است که هرچه بهم نزدیکتر میشوندتیرش کشنده تر است !
بهروز
نقش یک درخت خشک را در زندگی بازی میکنم نمیدانم که باید چشم انتظار بهار باشم یا هیزم شکن پیر...
سرده این پایین .... از اون بالا تماشا كن
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 9 ساعت و 27 دقيقه قبلاگه میشه فقط گاهی ... بیا دست منو " ها " كن
خدایا سرده این پایین ... ببین دستامو ، میلرزه
دیگه حتی همه دنیا به این دوری نمی ارزه !!
بگوگاهی كه دلتنگم ، از اون بالا تو می بینی
بگوگاهی كه غمگینم ، توهم دلتنگ و غمگینی !
كسی اینجا نمی بینه ... كه دنیا زیره چشماته ...
یه عمره یادمون رفته ،زمین دار مكافاته !!
خدایا وقت برگشتن ... یه كم با من مدارا كن ...
شنیدم گرمه آغوشت ...
اگه میشه منم جا كن