دلم داره پر میزنه واسه تو و قدم زدن
وقتی هوا بارونیه دلم برات تنگ میشه باز
نمیدونی تو این هوا چشات چه خوش رنگ میشه باز
بارون هواتو داره رنگ چشاتو داره
قدم زدن تو بارون
با تو چه حالی داره
دلم هواتو داره
بارون هواتو داره رنگ چشاتو داره
قدم زدن تو بارون
باتو چه حالی داره
دلم هواتو داره
نیستی خودت کنارم و صدات همش تو گوشمه
بارونیه قشنگی که هدیه دادی رو دوشمه
بارون حواسش به توئه اونم دلش پر میزنه
بجای من با قطره هاش رو شیشه تون در میزنه
بارون هواتو داره رنگ چشاتو داره
قدم زدن تو بارون
با تو چه حالی داره
دلم هواتو داره
بارون هواتو داره
@ﬡᖲᗩᖇᗩ هر گاه از شدت تنهايي به سرم هوس اعتمادي دوباره به کس ديگري را ميزند, خنجر بي معرفتي ک در پشتم فرو رفته در مي اورم مي بوسمش سيقلي عاشقانه به رويش ميکشم... اندکي نمک به رويش ميپاشم... نوازشش ميکنم و دوباره سر جايش ميگذارم...
قلب
مهـــمانخانه نیست ،
که آدمــــها بیایند …
دو سه ساعت ، یا دو سه روزی توی آن بمانند و بعد بروند !
قلب
لانه ی گنجشک نیست که در بهـــار ساخته بشود ،
و در پائـــیز ، باد آن را با خودش ببرد !
قلب ؟!
راستش نمیدانم چیست !
امــــا این را میدانم
که جای آدمـــــهای خیلی خوب است !!