ღ♥ღβд®дNღ♥ღ
هر تنی میتونه لذت بخش باشه.. اما هیچ شونه ای نمیتونه آرامش بخش باشه..
ღ♥ღβд®дNღ♥ღ
شخصي مادر پيرش را در زنبيلي مي گذاشت و هرجا مي رفت، همراه خودش ميبرد. روزي حضرت عيسي او را ديد، به وي فرمود: آن زن کيست گفت مادرم است. فرمود: او را شوهر بده. گفت: پير است و قادر به حرکت نيست. پيرزن دستش را از زنبيل بيرون آورد و بر سر پسرش زد و گفت: آخه نکبت! تو بهتر مي فهمی يا پيغمبر خدا؟
ღ♥ღβд®дNღ♥ღ
بی خیال این همه قانون ... بی خیال این همه ترس ... بی خیال دنیا با این همه قانونگذار بی قانون و بیخیال این همه محتسب بی حساب!! بی خیال این همه رسولان بی معجزه و معجزات بی رسول!! من ... من عاشق آزاد كردن نوازش و سیب از قفس بی تابی و ترسم ، حتی اگر به جرم خوردن سیب به زندگی تبعید شوم .... دستهایت را به من بده ... به جهنم كه مرا به جهنم میبرند، به خاطر عشقبازی با خیال تو.. تو ... تو خود ، بهشتی ...
ღ♥ღβд®дNღ♥ღ
چشمانم را میبندم... نقابت را بردار... بگذار صورتت هوایی بخورد !!!
ღ♥ღβд®дNღ♥ღ
تیک تیک...تیک تیک... لحظه هایی که می آیند و می روند و میفهمم تنهای تنهایم... میفهمم که نیستی... این لحظه ها و ثانیه ها دست به دست هم داده اند تا اشکم را در بیاورند... که به رویم بیاورند که تو نیستی...
ღ♥ღβд®дNღ♥ღ
که باز هم باید دل خوش به همان یک بیت حافظ باشم که آمدنت را نوید می دهد... سال های سال است که هر آدینه چشم به راهت میشوم که شاید آن جمعه ای که میگویند همین باشد... که شاید بیایی...
ღ♥ღβд®дNღ♥ღ
که شاید مرهم زخم هایی باشی که هرروز کهنه تر میشوند... که دیگر در قلبم جای گرفته اند... همان هایی که شاید دلیل بغض و اشک های وقت و بی وقتم باشند... کاش بودی... کاش بودم...
ღ♥ღβд®дNღ♥ღ
خـَـسـتـه اَم ... خــَـسـتــه ! بــآیــَـد یـک بـه یـک آرزوهــآیـَـت بـَـر بــآد بـرود .. تــآ بــِـدآنـی وقـتـی مـیـگــویـَـم خـسـتـه ام یـَـعـنـی چــه ...!
ღ♥ღβд®дNღ♥ღ
گاهي بايد نباشي ؛ تا بفهمي نبودنت واسه كي مهمه اونوقته كه ميفهمي بايد هميشه با كي باشي
ღ♥ღβд®дNღ♥ღ
داشــتن مغــز دلــیل قطعــی بــر انسآن بودن نیست. . . پســته و بــادام هــم مـغــز دارنــد. . . بـــرای انـــسآن بــودن. . . بــــآیـــد شعـــور داشـــــ





13 سال و 2 ماه و 26 روز و 16 ساعت و 14 دقيقه قبل